هنگامى كه متوجّه عمل خود شده و در برابر عملش تقاضاى پاداشى داشته باشد ، در آن صورت آيات خدا را به بهاى اندك نفروخته است .
هنگامى كه نمازگزار از خدا تندرستى خود يا تندرستى كسى را كه به او اهميّت مىدهد ، مىخواهد ، يا رفع بيمارى ، يا حفظ مال ، يا زياد شدن مال ، يا حفظ آبرو ، يا باقى ماندن مقام و منصب ، و يا چيرگى بر دشمن و موارد ديگر از هدفهاى مباح را درخواست نمايد ، آيات خداوند را به بهاى ناچيزتر از اول فروخته است . اگر درخواستكننده ( يا نمازگزار ) ، از خداوند بخواهد تا به هدفها و غرضهاى غير مباح برسد ، مانند خودنمايى ، بلند آوازه شدن ، و شهرت يافتن ، مدح مردم و دوست دارى آنان ، و حفظ مقام و منصبهاى غير مباح ، مانند قضاوت ، امامت ، حكومتهاى غير شرعى ، جلب مال غير مباح و دريافت حقوق و مستمرى از سوى پادشاهان و حاكمان و امور مشابه ديگر كه از غرضهاى غير مباح است ، در اين صورت ، آيات الهى را به ازاى عذاب هميشگى فروخته است . اين امر ، در همهء مسائل شرعى و حتّى در همهء اعمال مباح كه از نفس عاقلهء انسانى صادر مىشود صادق است .
سزاوار است عملى كه از شخص عاقل صادر مىشود ، از مبدأ عقلانى آغاز شود و به آن مبدأ بازگشت كند . هنگامى كه كار عاقل با غرض عقلانى همراه نباشد ، او آيات خدا را به بهاى ناچيز تبديل كرده است . مقصود از آيت خدا ، آيت عقل است ، چون عقل آيت خداست و آيت آيت ، آيت است ، يا به تعبير ديگر ، نشانهء نشانه ، نشانه است .
آنچه در آيات و اخبار در مورد ستايش از طلب وجه خدا ( وجه اللّه ) و درخواست خشنودى وى و جز آن آمده است ، مقصود آن خواستن است ، كه خود طلب كردن ، غرض و هدف قرار نگيرد ، و اصلا اين خواستن را احساس نكند .
در بين ارباب عمائم ( عمامه داران ) و صاحبان مراتب و مناصب و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٥