زياد گشته ، در عالم صغير به كمال مىرسند ، و به سبب زياد شدن و كامل شدن در عالم صغير ، وجود و استكمال آنها در عالم كبير ، فزونى مىيابد .
پس هر كس در راضى كردن صاحب امر كوشش كند ، طبق كوششى كه كرده توجّه صاحب وقت و رضايت او زياد مىشود و به حسب زياد شدن توجّه و رضاى صاحب وقت بركت در زراعت و نسل در عالم صغير و كبير زياد مىشود . به همين معنى اشاره كرده است خداى تعالى ، آنجا كه مىفرمايد : « اگر اهل قريهها ايمان بياورند و تقوى پيشه كنند ، هرآينه براى آنها بركاتى از آسمان در عالم صغير و بركاتى در زمين در عالم كبير مىگشوديم ، يا از هر دو بركت در هر دو جا ، و نيز قول خداى تعالى كه : اگر آنان تورات و انجيل را و آنچه را كه از پروردگارشان نازل شده بود اقامه مىكردند و بر پا مىداشتند ، هرآينه از بالاى سر و از زير پاهايشان روزى مىخوردند ، يعنى در عالم صغير و كبير . مولوى چه خوب گفته است :
تا توانى در رضاى قطب كوش * تا قوى گردد ، كند در صيد جوش
چون برنجد بينوا گردند خلق * كز كف عقل است چندين رزق خلق
او چو عقل و خلق چون اجزاى تن * بستهء عقل است تدبير بدن
ضعف قطب از تن بود از روح نى * ضعف در كشتى بود در نوح نى
ياريى ده در مرمّت كشتيش * گر غلام خاص و بنده گشتيش