تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
رسيدن به كمال و « لام » لام غايت يا لام عاقبت است ، زيرا منافقان گمان مىكنند كه آنها مصلح هستند . و هرگاه به آنها گفته شود در زمين فساد نكنيد ، مىگويند ما اصلاح‌كننده هستيم ، ولى آگاه باشيد كه آنها مفسد هستند ، اما نمىدانند .
« وَ يُهْلِكَ »
: يعنى اصل و ريشه را فنا مىكند .
« الْحَرْثَ »
: « حرث » چيزى است كه مردم آن را مىكارند از نباتات زمين ، يا مطلق هر گياهى است كه خدا آن را از زمين رويانده باشد .
« وَ النَّسْلَ »
: بچهء كوچك از هر موجودى به دنيا بيايد ، يا بچه كوچك انسان .

تحقيقى دربارهء افساد در زمين و از بين بردن نباتات و نسل بشر

بدان كه عالم طبع آسمانش و موجودات آسمانيش ، و زمين و موجودات زمينيش ، از حيث ذات و صفت در حال تجدّد است ، و در هر آن ، براى آن از جانب خودش فنايى است و از جانب پديد آورنده‌اش بقايى . حال آن موجود نسبت به پديد آورنده‌اش ، حال شعاع آفتاب است نسبت به آفتاب ، زيرا شعاعى كه بر سطح واقع مىشود ، در دو لحظه و دو زمان باقى نمىماند ، به دليل اينكه هرگاه از روزنهء دورى شعاع بر سطحى واقع شود ، به محض بستن روزنه ، منهدم مىشود ، و پس از بستن روزنه ، شعاع در آن باقى نمىماند . چيزى كه اشياء را هميشه و پيوسته بقا مىبخشد ، به نحوى كه نوشدنهاى آن پنهان باشد ، عبارت از مشيّت است ، از آن وجه كه مشيّت ، رحمت رحمانى عام است . اينكه كائنات و عالم كون نوعى قوّه و استعداد دارد و به حسب تفاوت استعدادها تدريجا به كندى يا به سرعت ، از قوّه به فعل خارج مىشود و تجدّد موجوداتى كه به فعليّت رسيده‌اند ، تنها با مشيّت محقّق مىشود . از آن وجه كه مشيّت رحمت رحيمى باشد ، و آنچه به سبب مشيّت از وجه
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 423 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى