تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
رحمت رحمانىاش وجود پيدا مىكند ، از ناحيه رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، است و آنچه كه از وجه رحمت رحيمى مشيّت به وجود مىآيد ، از ناحيه ولايت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، است . بنابراين ، بقاى اشيا ، به رسالت و استكمال آن به ولايت است . پس هر چيزى به آخر درجهء كمالات نوعىاش برسد ، آن‌چنان‌كه شايسته او است قابل ولايت بوده است ، و هر چيزى كه به آن درجه كمال نرسد ، به همان مقدار از قبول ولايت ناقص مىشود ، و هر چيزى كه اصلا در نوع خود هيچ يك از كمالات نوعش را نداشته باشد ، هيچ مقدار از ولايت را قبول نمىكند ، چنانچه از ائمّه ( ع ) وارد شده ، زمينهاى شوره‌زار و آبهاى تلخ و شور و مردابها ، ولايت ما اهل بيت را قبول نمىكنند . اين گفتار بر حسب تكوين است و اگر اين رحمت رحيمى تكوينى از اشيا قطع شود ، هيچ يك از آنها در هيچ يك از مراتب كمال نوعى به كمال نمىرسند ، چنانچه اگر رحمت رحمانى از اشيا قطع شود ، هيچ چيزى در دو آن ( دو لحظه ) باقى نمىماند . و به همين انقطاع اشاره كرده‌اند ، آنجا كه فرموده‌اند : اگر حجّت از زمين برداشته شود ، زمين اهلش را فرومىبرد « 1 » . و امّا به حسب تكليف ، مردم مكلّف به رو آوردن و توجّه نمودن به ولايت هستند ، چنانچه صاحب ولايت به آنها توجّه دارد . و به سبب اين رو آوردن و آن توجّه ، زراعت و نسل ، در عالم صغير كامل مىشود . در اين حالت ، چيزهايى كاشته مىشود كه بدون قبول ولايت و بيعت و عهد و پيمان ، هرگز كاشته نمىشد ، و چيزى تولد پيدا مىكند كه بدون ولايت تولد پيدا نمىكرد . هر اندازه در آفرينش آن توجّه افزونتر شود ، توجّه صاحب امر بيشتر مىشود ، و با زياد شدن اين دو توجّه ، زراعت و نسل
هامش
( 1 ) بحار ، ج 23 ، ح 20 ، ص 21 .