صغيرش تجسّم پيدا مىكند ، و در عالم كبير ، امثال صورتهايى كه در عالم صغير است موجود مىشود ، زيرا كه عالم كبير آينه عالم صغير است .
« وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ »
: عطف است به جملهء قبلى و در آن دفع توهّم است ، زيرا ممكن است اين توهّم پيش آيد كه اعمال بندگان زياد است و به تدريج حاصل مىشود ، به نحوى كه ضبط آنها ممكن نيست تا خداوند به سبب اعمال به بندگان پاداش دهد . پس ، خداوند براى دفع اين توهّم فرمود : كه خداوند ، بزرگ و كوچك و كم و زياد همه را محاسبه مىنمايد ، و چيزى از خدا مخفى نمىماند ، زيرا حساب او سريع است ، و از سرعت حساب او اين است كه به حساب همه در يك آن نگاه مىكند ، و همانطور كه همه در يك دفعه ، آنا مورد نظر خدا قرار مىگيرند ، همهء اعمال از صغير و كبير نيز در يك آن در نظر خدا واقع مىشوند . پس ، حساب كسى از او فوت نمىشود ، و هيچ يك از اعمال هيچ كس ، از نظر خدا مخفى نمىماند ، و نمونهء محاسبه و مكافات و مجازات خدا با بندگان ، از اول تكليف معلوم است ، و از اعمال آنها هيچ كوچك و بزرگى به وقوع نمىپيوندند ، مگر اينكه اندكى از مجازات آنها بر بندگان ظاهر مىشود ، در صورتى كه آنان متنبّه باشند نه غافل . براى شناختن اين مطلب ، بندگان را به محاسبه امر كردند ، پيش از آنكه محاسبهء خدا فرارسد ، زيرا وقتى بندهاى خودش را محاسبه مىكند ، به اين نحو كه مراقب نفس و حسابگر اعمال آن است ، بر او ظاهر مىشود كه هر كارى از خير و شرّ ، فعل ديگرى يا عرضى از اعراض نفس يا خلقى از اخلاق نفس را در پى دارد .
پس اى بندگان خدا ! خود را محاسبه نماييد پيش از اينكه محاسبه شويد ، آن وقت است كه مىفهميد خداوند چيزى از اعمال بندگان را وانمىگذارد ، مگر اينكه پاداش و جزاى آن را بدهد ، و عمل