تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
معلوم نيست ، همانطور كه برخى گفته‌اند و محض مشاهدهء ربّ النوع يا صورت معلوم در عالم مثال هم نيست . بلكه علم ، شأنى از نفس است كه به سبب آن ، نفس گسترش و سعه پيدا مىكند ، و نفس و شئون نفس به اعتبار مركب مثالىاش ، از عالم متقدّرات و اجسام نورى است . هر عملى كه انسان انجام مىدهد ، بايد آن را در مقام مجرّد به طور اجمال تصوّر كند ، و به غايت و فايده‌اى كه بر آن مترتب مىشود تصديق نمايد . سپس ، آن را از مقام بالاى عالىاش ، به مقام خيالى آن تنزّل دهد ، پس آن را به نحو تفصيل و جزئيّت تصوّر نموده ، در همان مقام تصديق غايتش را در نظر آرد . سپس ، ميل به آن كار براى انسان پديد مىآيد و پس از آن ، عزم مىكند ، بعد اراده مىنمايد ، پس اراده نيروى شوق را تحريك مىكند و آن نيروى محرّكه را بر مىانگيزد و آن ، اعصاب را حركت مىدهد ، سپس رگها و عضلات و اعضا ، و بعد به تدريج ، عمل به مرحلهء وجود مىرسد ، و پس از آن ، همانطور كه تدريجا حادث شده ، به تدريج از راه باصره يا سامعه به حسّ مشترك باز مىگردد ، سپس به خيال و واهمه ، بعد به سوى قوهء عاقله مىرود و سر انجام به همان نقطهء آغاز ، باز مىگردد . پس ، صورت هر عملى در مقامات علمى انسان در آغاز به صورت نزولى ، سپس به نحو صعودى حاصل مىشود ، و دانستى كه بعضى مقامات علمى از تقدّر و تجسّم خارج نيست ، پس عمل در مقام تجسّم نفس تصوّر مىشود ، بنابراين ، صحيح است كه گفته شود : عمل عبارت از تجسّم است . براى تجسّم اعمال ، وجه ديگرى نيز مىتوان گفت و آن اين است كه خداى تعالى به سبب عمل عبد ، از جسمهاى اخروى آنچه را كه بخواهد ايجاد مىكند ، از نهرها و درختان و ميوه‌ها و حور و قصور ، به اين معنى كه اعمال مادّه اين چيزها قرار مىگيرند ، يعنى اعمال در عالم
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 416 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى