مىكردند ، پس خداى تعالى نهى فرمود از ترك زاد و توشه و طعام و قيمت آن و نهى فرمود از اينكه صرفا توكّل به خدا را زاد و توشهء خود قرار داده خود را در راه ( سربار ) بر ديگرى نموده و مزاحم غير شود .
« فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى »
: البتّه بهترين زاد و توشهء پرهيز از سؤال و گدايى و سربار ديگرى شدن است ، نه توكّل بر خدا و تذلّل پيش مردم . يا اينكه مقصود اين است كه در مناسك حجّ ، براى روز واپسين توشه اندوزيد و از آنچه كه ظاهرا به نحو شديد نهى شده ، از قبيل چيزهايى كه در حج بايد ترك شود ، بپرهيزيد . همچنين خود را بر حذر داريد از آنچه كه باطنا از آن نهى شديد به عمل آمده ، از قبيل نيّتها و غرضهايى كه به غير امر خدا تعلّق مىگيرد .
« وَ اتَّقُونِ »
: هنگام مخالفت از امر و نهى ، از خشم و عذاب من بپرهيزيد .
« يا أُولِي الْأَلْبابِ »
: اى صاحبان بصيرت و عقل .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 198 ]
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ ( 198 )
ترجمه :
باكى نيست كه شما به هنگام حجّ كسب معاش كرده و از فضل خدا روزى طلبيد ، پس آنگاه كه از عرفات بازگشتيد ، در مشعر ياد خدا كنيد و به ذكر او باشيد كه خدا شما را پس از آنكه به گمراهى كفر بوديد به راه هدايت آورد .
تفسير :
« لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ »
: اعراب ، تجارت در راه زيارت را گناه مىشمردند ، چنانچه برداشتن زاد و توشه را نيز گناه مىشمردند و به همين جهت هم زاد و توشه بر نمىداشتند ، همانطور كه زاهدهاى زمان