او و بين مكه دوازده يا چهل و هشت يا هيجده ميل يا بيشتر باشد و اين اختلافى است كه در اخبار و فتوىها وجود دارد .
« فَمَنْ لَمْ يَجِدْ »
: يعنى نه به خود قربانى دسترسى پيدا كرد و نه به قيمت آن .
« فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ »
: واجب است بر او سه روز در ايام حجّ روزه بدارد ، و بهتر اين است كه سه روز به روز دهم مانده روزه بگيرد ، و از اول ده روز نيز جائز است . پس اگر روزه گرفتن ميسّر نشد ، پس از ايّام تشريق « 1 » ، روزه بگيرد .
« وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ »
: يعنى وقتى كه به سوى اهالى و خانههاى خودتان بازگشتيد ، روزه بداريد . نه اينكه چون از منى برگشتيد ( هفت روز ) ، روزه بداريد چنانچه برخى گفتهاند .
« تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ »
: ( كه اين ده روز كامل شود ) آوردن خلاصه و مجموع اعداد در آخر ، از عادت حسابكنندههاست ، و قول خداى تعالى نيز بر طبق عادت آنان جريان يافته ، و توصيف عدد ده براى كامل بودن ، جهت اشاره به اين امر است كه آن كاملكنندهء كمال قربانى است تا اينكه اين توهم پيش نيايد كه روزه موجب نقص قربانى مىشود ، و اين معنى از امام صادق ( ع ) روايت شده است « 2 » . بنابراين ، تعديل و تكميل كردن قربانى وجه ديگر براى خلاصهگويى در آخر كلام است « 3 » .
بعضى گفتهاند : آوردن خلاصه در آخر كلام و تأكيد آن به كامل ، براى اين است كه اين توهّم پيش نيايد كه « واو » به معنى « أو » است و به معنى اباحه يا تخيير است .
هامش
( 1 ) ايّام التّشريق ، سه روز از عيد قربان است كه در قديم عربها گوشتهاى قربانى را خشك مىكردند .
( 2 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 176 .
( 3 ) نور الثّقلين ، ج 1 ، ح 33 ، ص 158 .