دهم ، براى مختار و مضطرّ است .
« فَمَنْ فَرَضَ
فِيهِنَّ الْحَجَّ »
: به امام صادق ( ع ) نسبت داده شده كه فرمود « 1 » : آنچه كه واجب است ، عبارت از تلبيه « 2 » و اشعار و تقليد است ، و استعمال كلمهء « فرض » با اينكه حكم در مستحب و واجب هر دو جريان دارد و براى اشعار به اين است كه مستحب بعد از احرام ، مانند فرض است در اينكه اتمام آن واجب است و اگر قبل از مشعر ( وقوف در مشعر الحرام ) به سبب وطى ( نزديكى با زن ) اخلال در حج نمايد ، قضا در آن واجب است .
برخى گفتهاند : كسى كه احرام ببندد ، لازم است كه ( مراسم حج را ) به اتمام برساند ، چه حج واجب باشد و چه مستحب ، و چه براى خود شرط كند كه از حج عدول بكند ، يا شرط نكند .
« وَ لا فُسُوقَ »
: دروغ و ناسزا گفتن يا هر چيزى كه انسان را از حق خارج كند ، جائز نيست .
« وَ لا جِدالَ »
: بحث و جدل نيز نبايد باشد چه به حق باشد يا به باطل ، و تفسير شده است به جماع و به دروغ و فحش و به گفتن « لا و اللّه بلى و اللّه » .
« فِي الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ »
: ترغيب به اين است كه عمل براى خدا باشد ، و مقصود اين است كه خداوند پاداش مىدهد ، زيرا او عادل و عالم است و شما را بدون مجازات و پاداش رها نمىكند .
« وَ تَزَوَّدُوا »
: زاد و توشه برگيريد ، گاه چنين بود كه بعضى زاد و توشه براى راه حج بر نمىداشتند و در راه خود را كلّ بر ديگرى
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 176 .
( 2 ) تلبيه يعنى اجابت كردن ، لبيك گفتن در جواب كسى . در اينجا مراد لبيك گفتن در حجّ است .