تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
بنابراين ، ممكن است گفته شود كه : معنى قول خدا ،
« وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
، اين باشد كه انفاق كنيد از چيزهايى كه به انانيّت شما نسبت داده مىشود در سبيل حجّ صورى و حجّ معنوى ، و در انفاق ميانه‌روى كنيد تا نفسهايتان را قبل از به كمال رسيدن هلاك نكنيد ، و حجّ صورى را با ملاقات با امام بر حسب صورت به اتمام برسانيد ، حجّ معنوى را با ملاقات معنوى . پس نتيجه آن امر به فكر است كه از اصطلاحات صوفيان است . و آن عبارت از مجاهدت در عبادت و اذكار قلبى و زبانى است ، تا اينكه نفس از كدورتها صاف شود . در اين صورت است كه امام بر شخص مجاهدت‌كننده تمثّل پيدا كرده ، ظاهر مىشود .
« فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ »
: حصر و احصار به معنى حبس و منع است ولى در مورد حجّ تخصيص پيدا كرده به كسى كه او را غير دشمن از گذراندن حج منع كرده ، و « صدّ » مخصوص كسى است كه دشمن جلوگيرى از حج او نموده باشد . درباره احكام صدّ و حصر به كتابهاى فقهى مراجعه مىشود .
« فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ »
: يعنى بر شما واجب است فرستادن قربانى .
« وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً »
: ( و تا وقتى كه قربانى به محلّش نرسيده ، پس اگر كسى مريض باشد ) يعنى مريض باشد به نحوى كه قبل از رسيدن قربانى به محلش ، نياز به تراشيدن سر پيدا كند
« أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ »
، يا در سرش نوعى درد و ناراحتى باشد كه نياز به حلق پيدا كرده باشد
« فَفِدْيَةٌ »
، پس مىتواند سر را بتراشد ولى بايد فديه بدهد .
« مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ »
: و فديه آن ، روزه يا صدقه يا ذبح
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 402 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى