خود را به هلاكت نياندازيد ، چون قول خداى تعالى
« بِأَيْدِيكُمْ »
بهمنزله اين است كه مىگويند ، « فلان فعل بنفسه » ، يعنى فلانى بدون واسطه كار را انجام داد . اين جمله در حقيقت براى نفى واسطه است نه اثبات وساطت نفس .
« إِلَى التَّهْلُكَةِ »
: يعنى در انفاق كردن خود را به هلاكت نياندازيد به اين نحو كه از هر چيز كه ياد شد ، آن قدر انفاق كنيد كه نفس نتواند آن را تحمّل نمايد . پس آن ردّ حقيقت امر است كه اقتصاد و ميانهروى در انفاق باشد .
« وَ أَحْسِنُوا »
: يا تأكيد همان اقتصاد و ميانهروى است كه از جمع بين امر به انفاق و نهى از هلاك كردن مال رأسا استفاده مىشود ، يا اينكه امر به اصلاح كردن مال است از نقص كه به سبب انفاق حاصل مىشود . گويا كه گفته است : انفاق كنيد به تدريج ، تا جايى كه براى شما مال نه زياد بماند و نه اندك . سپس به پشت سر خودتان بازگرديد و اصلاح كنيد آنچه را كه از شما از بين رفته است ، با آنچه بگيريد از خدا ، چيزهايى كه در راه او انفاق كردهايد . و اين مطلب اشاره به مقام بقاء باللّه بعد از فناء فى اللّه است .
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
: چون اين آيه بعد از آيه ترخيص در قصاص آمده است ، ممكن است كلمات اين آيه را تخصيص بدهيم به انفاق از قوّه و نيرو كه مقتضى قصاص است و نهى از شرك قصاص كه مستلزم حرج « تنگى و فشار » است و احسان به كسى كه از او قصاص مىشود به اين است كه در قصاص او تخفيف داده شود و احسان به نفس در اين است كه همهء مقتضيات غضب را به مرحله اجرا درنياورد ، بلكه قدرى از غضب را تنفيذ نمايد .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 196 ]
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 196 )