كنايه از عهدى است كه در غدير خم دربارهء على ( ع ) گرفته شده است .
آنچه در اخبار در مورد تفسير عهد رسيده است ، مبنى بر اينكه مقصود عهدى است كه پيامبران از امتهاى پيشين گرفتهاند كه به نبوت محمد صلّى اللّه عليه و آله و ولايت على ( ع ) اقرار كنند ، تفسير به مقصود است چون مقصود از عهد همين معنى بوده است ، چه آن را گفته ، و يا نگفته باشند ( يعنى در زمان اخذ بيعت ، اعم از آنكه به آنان يادآورى نموده باشند كه براى اقرار به نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و يا ولايت على ( ع ) بيعت مىگيرند يا بدون اينكه به گذشتگان آنان يادآورى كنند ، براى آن بزرگواران بيعت مىگرفتند ) « 1 » .
چون فرمان خدا دربارهء وفاى به عهد مقدمهء امر به ايمان به محمد صلّى اللّه عليه و آله و على ( ع ) است ، پس تفسير عهد به معنايى كه مقصود از عهد است و آن اقرار به محمد صلّى اللّه عليه و آله و على ( ع ) است ، چنانچه در اخبار تفسير شده ، سزاوارتر و بهتر است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 41 ]
وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ وَ لا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ ( 41 )
ترجمه :
( 2 / 41 )
و آنچه فروفرستاديم و آن تصديقكنندهء همان است كه با شماست ، ايمان آوريد و نخستين ناسپاسان به آن نباشيد ، و نشانههاى ما را به بهاى اندك نفروشيد ، و پرهيزگارى پيشه كنيد .
تفسير :
وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ
: و به آنچه فرستادم كه همان نتيجهء ارسال پيامبران است ، ايمان آوريد .
مقصود از « بما انزلت » كتاب و شريعتى است كه بر محمد صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و آن ناسخ همهء كتابها و شريعتهاست . ايمان به آن مستلزم ايمان
هامش
( 1 ) تفسير البرصاء ، ج 1 ، ص 90 .