تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
أوف بعهدكم : تا من به عهدم كه وفاى آن بر من واجب است ، وفا كنم ، و آن اين است كه در مقابل پذيرش دعوت در بيعت ، شما را وارد بهشت كنم . و بركات آسمان و زمين را به ازاى پيروى شما از شرائط عهد و پرهيزگارى از مخالفت با آن ( هواى نفس ) و بر پا داشتن اوامر عهد و پيمان كه اوامر شرع است ، بگشايم . درگذشته ، ياد شده كه هرگاه در كتاب خدا ، از عقد يا عهد نامى به ميان مىآيد ، مراد ، همان پيمانى است كه در بيعت عامه يا بيعت خاصه گرفته مىشود ؛ و اينكه تفسير شده است كه اين عهد و پيمان در عالم ( ذرّ ) گرفته شده است درست است . كما اينكه در برخى از اخبار ، ياد شده است و آن ، اشاره به عهد تكوينى و ولايت فطرى است . ولى اگر آن عهد همراه با عهد تكليفى و بيعت اختيارى نباشد ، در آن صورت ، فرمان الهى داير به وفاى عهد ، درست نيست . نه وفا كردن به آن عهد تكوينى ستايشى ، نه شكستن آن نكوهشى دارد ، زيرا كه معاهد عهدى را كه در عالم ذرّ بوده فراموش كرده است .
وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ
: و از من بترسيد . « فاء » در ( فارهبون ) ، يا زايد است ، يا « فاء » اصلى است . در هر صورت ، « فايّاى » منصوب به عاملى محذوف است كه عامل ياد شده آن محذوف را تفسير مىكند . خواه از باب اشتغال باشد يا نباشد . در واقع ، « ايّاى » تأكيد و تخصيص براى « رهبت » ( ترسندگى ) از خداى تعالى ( فارهبون ) است كه بر فعل مقدم شده است و خود يك نوع آگاهى دادن است بر اينكه سزاوار نيست كه از كسى جز خداى تعالى ترسى به دل راه داده شود . زيرا كه اخلاص ، جز با منحصر نمودن طاعت ، رغبت ، ترس و رهبت در خداى تعالى ، تمام و كامل نمىشود . اين آيه ، كنايه از امت محمد صلّى اللّه عليه و آله و كنايه از عهدى است كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله از آنان با بيعت عام و قبول احكام نبوت گرفته است و نيز