تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧

تفسير :

اين آيه ، عطف به جملهء
« فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ »
است . در واقع ، مىخواهد بگويد « من لم يتّبع هداى و كذّبوا بآياتنا » آنان كه پيروى نكردند و آيات ما را تكذيب كردند . امّا از آوردن شرط خوددارى كرد و صريحا لفظ موصول « الّذين » را آورد و در اينجا ، در خبر « فاء » نياورد ، در حالى كه در جملهء قبلى
« فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ »
« فاء » آمده ، و اين به جهت آن است كه به تلازم و عدم تخلف در جانب وعده تأكيد و تصريح نمايد و بيان دارد كه در وعيد تأكيد و تلازم وجود ندارد . از اين رو به جاى جملهء « من لم يتّبع هداى كفروا » و
« الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا »
را آورد ، تا بيانگر اين باشد كه پيروى نكردن ، خود كفر بوده و مستلزم آن است كه به تكذيب منتهى شود . ذكر تكذيب آيات در مقام پيروى نكردن از هدايت ، مؤيد اين است كه انبيا و اوليا ( ع ) را به « هدى » تفسير كنيم . از اينكه مبتدا تكرار شده ، كلمهء « اولئك » كه اسم اشاره به دور است و به عنوان مبتدا آمده است ، براى تأكيد حكم و بر شمردن اوصاف ناپسند و كوچك شمردن آنانى است كه از راهنما پيروى نكردند و محكوم حكم وعيد هستند . و نيز ، براى تشديد حكم ، تأكيد و به درازا كشاندن حكم است . بنابراين ، تنها به اينكه آنان اهل آتش هستند - كه همان مستلزم هميشگى بودن آتش است - اكتفا نكرده ، براى تأكيد فرموده است :
« وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
: آنان در آتش جاويدان‌اند . اخبارى كه در مورد آفرينش آدم و حوّا ، چگونگى خلقت آنها ، بودنشان در بهشت ، وسوسهء شيطان ، خوردن از ميوهء ممنوعه ، هبوط آنان بر كوه صفا و مروه ، گريستن آنان براى دورى از بهشت ، گريستن آدم از فراق حوّا و عرضه كردن توبه از سوى خداى تبارك و تعالى به آنان ، در
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 17 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى