مىكنيم ولى استجابت براى ما حاصل نمىشود ؟ پس فرمود : جهت عدم استجابت دعا اين است كه شما مىخوانيد كسى را كه نمىشناسيد ، درخواست مىكنيد چيزى را كه نمىفهميد ، پس اضطرار عين دين است ، و زيادى دعا همراه با كورى از خدا ، از نشانههاى خوارى است . كسى كه نفس را در برابر خدا خوار ندارد و قلب و سرّش را تحت قدرت خدا قرار ندهد ، با پرسش خويش بر خدا فرمان رانده و گمان كرده است كه درخواستش دعاست ، اين چنين حكم و امر بر خدا ، مانند جرأت و جسارت بر خداست . پس قول امام ( ع ) ، « كسى را مىخوانيد كه نمىشناسيد « 1 » » ، اشاره به احتجاب از خداست به سبب حدود ، و قول او « اضطرار عين دين است » اشاره به اين است كه متديّن كسى است كه از وسايل دنيا منقطع شده و در توسّل به خدا مضطرّ باشد ، و اين معنى تحقّق نمىيابد مگر وقتى كه از انانيّت و حدود آن كاملا خارج شود . طبق قول امام ( ع ) ، « زيادى دعا با عدم شناخت و كورى از خدا از علايم خوارى است » . اشاره به اين است كه در اين صورت مظهر شيطان مىشود نه مظهر رحمان و امام ( ع ) ، با اين گفتار كه « كسى خوارى خود را تحت قدرت خدا نياورد . . . تا آخر حديث » ، خواسته استشهاد كند بر اينكه كثرت دعا با كورى از خدا ، نشانهء اين است كه دعاكننده مظهر شيطان شده است ، و به حكم شيطان بر خدا حكم مىكند .
پس معرفت خدا و فهميدن آنچه را كه مىپرسد و قطع شدن وسايل كه عبارت از همان دين است ، و غلبه كردن سلطنت خدا بر انانيّت عبد ، از شرطهاى استجابت دعاست كه از اين خبر استفاده مىشود ، و همهء اينها دلالت مىكند بر اينكه ، اگر عبد از انانيت ( من بودن - خودخواهى ) خارج نشود ، خدا را نمىخواند ، بلكه بر خدا حكم
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 168 .