تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
پروردگار ما نزديك است كه با او مناجات كنيم ، يا دور است كه او را صدا بزنيم ؟ پس آيه نازل شد « 1 » . بعضى گفته‌اند كه گروهى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرسيدند : چگونه خدا را بخوانيم ؟ پس اين آيه نازل شد . « 2 »

تحقيق اجابت و عدم اجابت خداى تعالى بندگان را

« أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ »
: « اجيب » خبر بعد از خبر است ، يا جمله استينافيه و پاسخ از پرسش مقدّر است ، و « الدّعوة » يا به معنى مصدرى است ، و يا به معنى آن چيزى است كه به خاطر و براى او دعا مىشود . « الدّاع » وصل است به نيّت وقف ، و انداختن ياء از « دعان » براى اشاره به اين است كه دعاى هر دعاكننده از رسيدن به مقام ذات قاصر است ، به اين نحو كه دعوت شونده عبارت از ذات است ، بىآنكه عنوانى براى او باشد . جملهء « اذا دعان » شرط است كه جزايش به قرينهء جمله قبلى حذف شده است و اسقاط ياء متكلّم و اكتفا كردن به نون « 3 » وقايه و كسرهء آن براى همان اشعار و اشاره‌اى است كه گفتيم . « إذا » ظرف اجابت نيست ، خواه متضمّن معنى شرط باشد ، به اين نحو كه « اجيب » پاسخ آن فرض شود ، خواه چنين نباشد به اينكه متعلّق به « اجيب » باشد كه ياد شده ، زيرا در اخبارى كه دلالت بر تأخّر اجابت از وقت دعا مىكند ، « إذا » منصوب است به « دعان » يا اينكه مىگوييم : آن ظرف اجابت است و ليكن مقصود اين است كه اگر دعاكننده مرا بخواند نه
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 167 . ( 2 ) همان مأخذ . ( 3 ) نون وقايه نونى است كه در موقع اتّصال فعل به ضمير متّصل يا ( ى ) به آخر فعل و قبل از ضمير مىآيد ، مانند دعانى كه دعا فعل و ن نون وقايه ، ى متكلّم است .