غير مرا ، خواه آن غير ، از نامهاى من باشد يا از غير نامهاى من ، حتما بدون مهلت و تأخير پاسخ او را مىدهم . زيرا انسان وقتى كه مظهر شيطان باشد ، آن را مىخواند ، خواه دعاى او با لفظ اللّه و رحمن و رحيم باشد يا با غير آن الفاظ ، و اگر انسان مظهر شيطان نباشد و متوجّه به سوى رحمن شود ، در اين صورت اگر در يك مقام خاص توقّف كرد و خود را به حدّى محدود نمود ، دعاى او از آن حدّ تجاوز نمىكند ، بلكه خدا را مىخواند به عنوان ظهور خدا در آن مقام ، و نامى كه خداوند به سبب آن بر او ظاهر شده ، مسمّايى در همان مقام است ، بنابراين ، دعاكننده اسم را مىخواند نه مسمّى را . و اگر در حدّى محدود نباشد و در مقامى توقّف نكند ، ديگر عنوانى كه خدا را به آن عنوان مىخواند مسمّى نيست ، بلكه اسم است و دعاكننده مسمّى را مىخواند ، به اين نحو كه نامها را بر آن واقع مىكند ، و در اين هنگام ، اجابت خدا از وقت دعا تأخير پيدا نمىكند ، بلكه مىگوييم در اين صورت خدا دعاكننده است .
و در اين مورد مولوى ( ره ) گفته است :
چون خدا از خود سؤال وكد كند * پس دعاى خويش را چون ردّ كند
شرطهاى استجابت دعا كه از اخبار زيادى استفاده مىشود ، بر اين معنى دلالت مىكند و خداوند دعاى دعاكننده را اجابت مىكند در صورتى كه ذات خدا را بخواند نه غير ذاتش را ، يعنى اينكه دعاكننده الهى شود نه شيطانى ، و نه اينكه بر حدّى توقف نمايد .
از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه او آيه
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ . . . »
را خواند « 1 » ، پس از او پرسيدند ، چه شده كه ما دعا
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 168 .