روزه صورت تبرّى و بيزارى جستن است ، و با تبرّى موانع قلب از توجّه به خدا و عظمتش برداشته مىشود ، و با توجّه به عظمت و كبرياى خدا ظاهر گشته ، و با ظهور عظمت و كبريا ، غفلت و نسيان مرتفع مىشود ، زيرا آن دو حاصل نمىشوند مگر از ناحيهء استتار و زير پرده ماندن عظمت خداى تعالى ، چنانچه مولوى ( ره ) گفته است :
لا تؤاخذ إن نسينا شد گواه * كه بود نسيان به وجهى هم گناه
زان كه استعمال تعظيم او نكرد * ورنه نسيان در نياوردى نبرد
با از بين رفتن نسيان و غفلت از منعم درباره نعمت ، شكر حاصل مىشود و لذا گفتار قبلى را تعقيب نمود به قول خداى تعالى :
« وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »
: يعنى در مورد نعمت نظر به منعم بكنيد و آن از بزرگترين مقامات انسان است . و چون روزه گرفتن موجب تكبير و تعظيم خداست ، خداى تعالى در آخر ماه روزه يعنى شب فطر بعد از نماز ، در رفتن به سوى نماز عيد ، تكبير را با كيفيت خاصى مستحب نموده كه در كتب فقهى ياد شده است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 186 ]
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ( 186 )
ترجمه :
( 2 / 186 )
چون بندگان من از دورى و نزديكى من از تو پرسند ، بدانند كه من به آنها نزديك خواهم بود . هر كه مرا خواند دعايش را اجابت كنم ، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند تا به سعادت راه يابند .
تفسير :
« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي »
: اين عبارت جمله مستأنفه است ، بنابراين كه واو براى استيناف بيايد ، ولى آمدن واو براى استيناف محض ،