خطابه و جدل معتبر است .
« فَلْيَصُمْهُ »
: پس بايد در آن ماه روزه بگيرد .
« وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً »
: و اگر بيمار باشد ، نگيرد ، البته مرضى كه به سبب آن روزه ضرر داشته باشد .
« أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ »
: ( يا در سفر باشد ، زمان آن ايّام ديگرى است ) ، به مفهوم مخالف در اينجا تصريح شده ، يعنى كسى كه در ماه رمضان حاضر نيست روزه نگيرد ، و بر او واجب است به عدد روزهايى كه روزه نگرفته در غير رمضان از روزهاى ديگر روزه بگيرد . و امر به افطار در بيمارى و سفر را تأكيد نموده ، اول با تصريح دوم با اشاره و سوم با تأكيد مفهوم مخالف .
« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ »
: پاسخ پرسش مقدّر است ، گويا كه گفته شده :
خداوند چه قصد كرده از اينكه گاهى امر به روزه مىكند ، سپس امر به افطار و روزهء بعد از افطار ؟ پس مىفرمايد : خداوند به شما آسانى را قصد كرده و حكم را آسان خواسته است .
« وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ »
: و سختى براى شما نخواسته است ، و در روزه گرفتن در حال سفر و بيمارى ، سختى شديد است ، و اينكه اجازه داده است روزه را بخوريد به دليل آسان گرفتن بر شماست .
« وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ »
: ( و بايد كه عده را كامل كنيد ) ، اين جمله عطف است به اعتبار معنى ، گويا كه گفته است : براى اينكه روزه بر شما سخت نشود و براى اينكه عدد را تكميل كنيد . . . و اينكه عدول نمود به
« يُرِيدُ اللَّهُ »
براى اينكه تصريح به ارادهء خدا بكند و اين به جهت بزرگداشت و مورد لطف قرار دادن آنان است . پس جملهء اول علّت ترخيص در خوردن روزه است و اين جمله علّت امر به روزه گرفتن در روزهاى ديگر است .
« وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ »
: علّت امر به مطلق روزه است ، زيرا