ناشى از مقام جمع مطلق است ، كتاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله است ، نه ساير كتابها كه آنها ناشى از مقامات امكان هستند ، كه هيچ يك از آنها خالى از پراكندگى نيست .
كتابى كه از مقام عالى به مقام صدر و طبع نازل شده ، داراى دو وجه است : يك وجه به عالم مقام عالى و يك وجه به عالم مقام دانى . به اعتبار آن وجهى كه به عالم مقام نازل است مفصّل است ، مانند تفصيلى كه آن مقام دارد و ظاهر است به همان اندازهاى كه آن مقام ظهور دارد ، و فارق نسخههاى مقام عالى و اشباح « 1 » عالم پايينتر است . پس قرآن با تفاصيلش ، بيّنات واضحات ، يعنى روشن و واضح است ، و به اعتبار آن وجهى كه به سوى عالى است ، عبارت از هدايت است ، و به اعتبار وجهى كه به سوى پايين است عبارت از فرقان است .
« فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ »
: اين جمله فرع جملهء قبل است ، يعنى وقتى كه ماه رمضان ماه نزول قرآن است ، پس لازم است بر شما از غير خدا در آن ماه امساك كنيد و روزه بداريد و همچنين ، از خواستههاى مقام دانى شما كه همان مقام نفس است ، امساك نماييد ، تا اينكه خواستههاى روح و باب غيب بر شما باز شود . پس كسى از شما كه حاضر باشد ، نه مسافر ، بايد روزه بگيرد ، چنانچه امام صادق ( ع ) اين گونه تفسير نموده « 2 » و در ردّ كسى كه در سفر بين صوم و افطار مخيّر مىكرد ، فرمود : چه قدر آيه واضح و بيّن است . كسى كه حاضر باشد ، روزه بگيرد و كسى كه مسافر باشد ، روزه نگيرد ، پس امام ( ع ) ، مفهوم مخالفت را معتبر دانست ، و مفاهيم اگرچه حجّت و دليل نيستند ، ولى در مقام
هامش
( 1 ) اشباح يعنى سايهها ، و از اين رو است كه اين عالم نمود و سايهاى از عالم بود و مثالى از عالم مثل است . از اين رو ، على ( ع ) در خطبه اوّل نهج البلاغه آن را عالم اشباح ناميده است .
( 2 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 164 و 165 ، به نقل از اصول كافى ، فقيه ، تهذيب . . . و تفسير عياشى ، ج 1 ، ح 187 ، ص 81 .