نسخ شد .
يا اينكه مقصود اين بوده كه بر كسانى كه مىتوانند روزه بگيرند ، از بيماران و مسافران ، فديه بدهند ، سپس دستور به وجوب آن آمد يعنى وجوب روزه ، يا اينكه مراد اين بوده كه بر كسانى كه مىتوانند روزه بگيرند ، از بيمار يا مسافر كه قبلا روزهشان را خوردهاند و حالا عوض آن را مىگيرند ، فديه است ، يعنى مخيّرند بين روزه و فديه . سپس ، تخيير نسخ شد و فقط روزه ماند ، و تنها فديه در حالتى ماند كه به جاى روزههايى كه خوردهاند و نتوانستهاند تا ماه رمضان بعد بگيرند ، بايد فديه دهند .
ممكن است مقصود اين باشد كه امثال پيرمردان و پيرزنان و زنى كه بچهاش را شير مىدهد ، و كسى كه زياد تشنه مىشود ، اگر نتوانند روزه بگيرند ، واجب است روزه را بخورند ، و اگر مىتوانند روزه بگيرند مخيّر بين روزه و فديه هستند ، و در اخبار به اكثر اين وجوه اشاره شده است .
و « يطّقونه منه » به ادغام تاء در طاء بعد از تبديل ، و « يطيقونه » و « يطيقونه » كه ملحق به باب « فعلل و تفعلل » شود كه اصل آنها از « يطيقونه و ينطيوقونه » باشد خوانده شده است و همهء اينها از طوق به معنى قدرت است ، يا از قلاده و زنجير است كه افاده معنى تكلّف ، جهد ، زحمت و مشقّت را نيز مىكند . بنابراين ، قرائت معنى آيه چنين مىشود :
بر كسانى كه روزه بر آنها سخت است و با روزه گرفتن به زحمت مىافتند ، مانند پيرمردان و پيرزنان ، و زنان شيرده ، و صاحبان عطش ، مىتوانند فديه بدهند ، و در اين صورت ، ديگر در آيه اشكالى نيست ، پس آيه مانند ساير مجملها ، مجمل است .
« طَعامُ مِسْكِينٍ »
: يك مدّ از طعام يا دو مدّ چنانچه برخى گفتهاند .
« فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً »
: يعنى به طور مجرّد مطلق عمل خيرى انجام دهد ، يا كسى كه به طريق طاعت در اداى فديه ، خير انجام دهد به اينكه