« فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً »
: يعنى در آن ايّام كه روزه گرفتن مقرّر شده ، اگر بيمار باشند
« أَوْ عَلى سَفَرٍ »
، يا در سفر باشند ، فقها دربارهء حدّ سفر و شرائط آن و شرائط قصر و شكستن روزه و حدّ مرض و موارد خوردن روزه به تفصيل شرح دادهاند .
« فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ »
: عوض آن روزهايى كه روزه نگرفته ، يا معنى اين است كه بر او است چند روز از روزهاى ديگر ، « عدّة » با نصب خوانده شده است ، به تقدير فعلى كه آن را نصب بدهد ، و تقدير آيه اين است :
« فليصم عدة من ايام آخر » و ظاهر اين آيه دلالت مىكند بر اينكه در هر دو مورد سفر و مرض ، خوردن روزه و انتقال به بدل لازم است ، چون خداى تعالى قضيّه را شرطيّه آورده و لازمه شرط را كه همان مرض و سفر است ، زمانش را جايگزين زمان روزهايى نموده كه نگرفته و بدون قيد ، آورده كه نشان دهد اين جزا لازمهء اين شرط مطلق است .
از طريق عامّه ، اخبار زيادى است كه دلالت بر افطار كردن در سفر مىكند و اگر تقدير شرط را بخواهيم چنين بگيريم كه : « پس روزهاى چندى از روزهاى غير ماه رمضان را روزه بگيرد اگر افطار كند » ، خلاف ظاهر است و در عين حال مىگوييم : اگر دليل نباشد كه گفتهء ما را در مقابل عامّه ثابت كند ، در آن صورت ، چون آيه از مجملات قرآن محسوب مىشود كه نياز به روشن شدن دارد ، و براى ما آن را مانند ساير مجملات قرآن بيان كردهاند ، زيرا كه گرفتن احكام از محض الفاظ قرآن ، به ويژه مجملات آن ، جز تفسير به رأى ، چيزى نيست كه حتّى اگر به حقّ هم برسد باز خطا كرده است و جايگاه او آتش است .
« وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ »
: و آنها كه قدرت بر فديه دارند ، « طاق الشيء طوقا و اطاقه و اطاق عليه قدر » ، يعنى قدرت بر شيء پيدا كرد و بنا بر همين قرائت گفته شده : در ابتداى اسلام مردم عادت به روزه گرفتن نداشتند ، لذا خداوند آنها را بين روزه و فديه مخيّر نمود ، سپس اين حكم