« كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ »
: يعنى روزه يك عبادت قديمى است كه از زمان آدم ( ع ) واجب بوده ، زيرا هيچ پيامبرى نبوده مگر اينكه در شريعتش يك نوع امساك را توصيه كرده است . از امير المؤمنين ( ع ) روايت « 1 » شده كه اول آن انبيا آدم ( ع ) است ، كه روزه بر او واجب بود .
پس ، تشبيه روزهء ما به روزههاى شرايع گذشته ، در اصل امساك مخصوص شرعى است نه در جميع خصوصيات آن ، زيرا روزه ما موافق روزهء يهود و نصارى در وقت و عدد روزها و چيزهايى كه بايد از آنها امساك نمود ، نبوده است .
« لَعَلَّكُمْ
تَتَّقُونَ »
: باشد كه متّصف به تقوى شده و آدمهاى پاكيزهاى شويد ، يا اينكه شايد شما از گناهان و انگيزههاى نفس دورى كنيد ، زيرا امساك نفس از خوردنى و آشاميدنى در يك مدّت غير عادى نفس را ضعيف مىكند ، و با ضعيف شدن نفس ، انگيزهها و مقتضيات آن نيز ضعيف مىشود و قوّه عقل را كه اقتضاى اجتناب از بديها در انسان دارد ، قوى مىكند .
به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده شده كه فرمود « 2 » : اخته كردن امّت من روزه است ، و در خبر است كسى كه نمىتواند نكاح كند ، پس روزه بگيرد كه روزه براى او اخته « 3 » كردن است .
و از امام صادق ( ع ) است كه فرمود : روزه واجب شد تا اينكه غنى و فقير با هم مساوى شوند ، و اين از آن جهت است كه چون غنى هيچ
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 164 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 2 ، ص 272 . توضيح اينكه ، در بعضى اديان مجاز است كه شخص براى راحت شدن از فشار غريزهء جنسى و فرار از اعمال شهوى و نفسانى و شيطانى ، خود را اخته كند ، ولى در اسلام چنين امرى مجاز نيست ، لذا فرمودهاند : همان اثرى كه از اخته كردن در نظر بوده است در دين اسلام از روزه گرفتن حاصل مىشود .
( 3 ) صافى ، ج 1 ، ص 200 .