است كه « هر كه از راهنما پيروى كند ، ترس و اندوهى ندارد » . و اين امر ، به جهت وجود صورت مثالى هادى ، نزد آن شخص پيروىكننده است كه با وجود آن ، نه ترس و نه اندوهى دارد و اگر از آن حالت و خصوصيت بيرون رود ، بيم و اندوه در او راه مىيابد .
بيم و اندوه را از صفات نفس دانستهاند ، ولى از مقام نفس خارج است .
اين تمثّل ( تمثّل به صورت مثاليّه نبى صلّى اللّه عليه و آله يا وصىّ ( ع ) ، همان است كه صوفيه مىگويند : سزاوار است كه سالك ، شيخ خود را نصب العين خويش نمايد ، به طورى كه مشغول شدن به صورت شيخ ، وى را از غير باز دارد .
مقصود آنان ، اين است كه سالك بايد چنان در تبعيت شيخ خويش مشغول شود كه متبوع وى در وجودش نقش بندد ، نه اينكه به تكلّف و بدون پيروى ، صورت شيخ را در نظر گرفته باشد ، كه در آن صورت كفر است و چنين كسى ، جز ورود در آتش ( دوزخ ) ، راهى ندارد .
به فارسى گفته شده است :
جمله دانسته كه اين هستى فخ است * ذكر و فكر اختيارى دوزخ است
فكر در زبان آنان ، عبارت است از نمايان شدن ( تمثّل ) صورت شيخ نزد سالك ، و منظور از فكر اختيارى ، آن است كه سالك با تكلّف ، آن صورت را در نظر بگيرد و ظاهرا چنين به نظر مىرسد كه فكر غير اختيارى ، مانند اختيارى است كه شخص به اسم مشغول شده از مسمّى ( صاحب اسم و نمايانگر حقيقى ) غفلت مىورزد ، كه آن هم كفر و شبيه اشتغال به بتپرستى است . امّا اين از جملهء گمانهاست ، زيرا صورت متمثّل ( نمايان ) ، اگر ناشى از قوت پيروى باشد ، ديگر تكلفى براى سالك ندارد كه آن ، جز آينهء جمال خدا چيزى نيست . آن ، حقيقتى و تشخّصى