تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
اين عبارت عطف است بر جملهء « من آمن » و اين جمله را خبر مبتداى محذوف ، يا مبتداى خبر محذوف قرار داده‌اند ، و آن به خاطر تقدير گرفتن كلماتى است ( كه در عبارت محذوف است ) ، بدون اينكه نياز به تقدير باشد . اما عدول نمودن از فعل به اسم ، اشاره به اين امر است كه وفا كردن به عهد و پيمان چيزى است كه در آن استمرار و ثبوت مطلوب است ، به خلاف ايمان كه آن حادث مىشود . خواه مقصود از آن اقرار به خدا باشد يا بيعت . امّا باقى ماندن بر حالتى كه از ايمان حاصل است ، ديگر ايمان نيست ، بلكه آن بقاى بر ايمان است و به خلاف نماز و زكات كه آن دو نيز حالت ثابتى ندارند و هميشه تجدّدپذير هستند و اما وفاى به عهد و پيمان ، چيزى جز بقاى بر عهد نيست و همچنين است در مورد صبر ، و مقصود از عهد ، عهدى كه در ضمن بيعت حاصل مىشود يا مقصود مطلق عهد است .
« إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ »
: ( هنگامى كه با هم عهد بستند و شكيبايان ) وجه عدول فعل به اسم دانسته شد ( در چند سطر قبل ) و اما عدول از حالت رفع به حالت نصب ( عاهدوا در حالت رفع ، صابرين در حالت نصب ) ازآن‌رو است كه مدح مورد نظر است ، با در نظر گرفتن اينكه فعل به صورت تقديرى است .
« فِي الْبَأْساءِ »
: ( در سختيها ) ، بأس عبارت است از عذاب و سختى در جنگ « بؤس » بر وزن « كرم » اسم فاعل آن « بئيس » است كه گفته مىشود فلانى « بئيس » يعنى شجاع و سخت دلاور است . و بئس بر وزن « سمع » ، يعنى حاجتش سخت و شديد شد ، « و البأساء » به معنى بلاى سخت و بزرگ بوده و آنچه كه در اينجا مناسب است ، اين است كه به شدّت حاجت و دشوارى و سختى و بلاى در مال تفسير شود و
« وَ الضَّرَّاءِ »
در نفوس « و حين البأس » به شدّت كشتار
« أُولئِكَ »
بزرگانى كه عظمت آنان منحصر به اين اوصاف بزرگ مىباشد تفسير شده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 349 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى