تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
تفصيل مسئله موكول به فقه است .
« وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى »
: ( و بنده به بنده و زن به زن ) نقل شده است « 1 » كه دو طايفه از عرب بودند كه يكى از آنها قدرت بيشترى بر ديگرى داشت و چنين قرار داد بسته بودند كه طايفه قدرتمند ، در برابر هر بنده ، آزادى را بكشد و در برابر مؤنث ، مذكر را و در برابر يك مرد ، دو مرد را ، وقتى كه اسلام آمد ، داورى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بردند ، پس آيه نازل شد و آنها مأمور به مقابله به مثل شدند .
« فَمَنْ عُفِيَ لَهُ »
: هر كسى كه مورد عفو قرار گرفته ، يعنى جنايتكارى كه بخشيده شده است .
« مِنْ »
: از جانب « اخيه » ، برادر دينىاش كه همان صاحب خون است ، يا از خون برادرش كه كشته شده . . . عبارت را با لفظ برادر ادا نموده تا به اين امر دلالت داشته باشد كه لازمه عفو و بخشش ، مهربانى و مهرورزى است ، چنانچه مهربانى و عطوفت مقتضى عفو است . پس مناسب مقام اين است كه لفظى بياورد كه مقتضى مهرورزى و مهرورزى نيز مقتضى آن باشد .
« شَيْءٌ »
: و چيزى از عفو و بخشش از قصاص ، نه از ديه ، يا چيزى از عفو ، به اين معنى كه يك وارث عفو كند .
« فَاتِّباعٌ »
: يعنى عفوكننده بايد از امور پسنديده پيروى كند ، يا اينكه حكم عفوكننده تبعيت است ، يا اينكه پيروى از گذشت در خونبها واجب است .
« بِالْمَعْرُوفِ »
: به طريقى رفتار كند كه عقلا تحسين كنند ، و آن را به خوبى و نيكى بشناسند ، يعنى در مطالبه ديه ، فشار و عنف و اصرار نباشد و زيادتر از مقدار مقرّر نگيرد ، و از سوى جنايت‌كننده نيز بايد
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 161 ، به نقل از عياشى .