مقام صدر و طبع است « 1 » و ممكن است جمله حال باشد از « ما انزل اللّه » و « من » براى تبعيض است ، بنا بر آنكه مقصود از كتاب ، كتاب تدوينى يا اعم از كتاب تدوينى و احكام نبوّت باشد .
« وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا »
: ( و آن را به بهاى اندك مىفروشند ) بيان مفصّلى در مورد فروختن و تبديل آيات خدا به قيمت اندك در اوّل سوره در آيه
« وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا »
گذشت .
« أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ »
: آنان آنچه كه بهوسيله خوردن داخل شكم خود مىكنند ، مقصود عوضهايى است كه در مقابل آنچه كه نازل شده مىگيرند .
« فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ »
: ( در درونشان جز آتش نخواهد بود ) اين عبارت و مانند آن ، در كتاب خدا چند بار تكرار شده و همهء آنها مبنى بر تضمين « 2 » است .
« وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ »
: كنايه از اين است كه خداوند تعالى به جهت شدت غضب به آنها اعتنا نكرده ، با آنان سخن نمىگويد .
« وَ لا يُزَكِّيهِمْ »
: يعنى آنان را پاكيزه نمىكند و مدح به پاكيزه بودن دربارهء آنها نمىنمايد يا اينكه به آنان انعام نمىدارد . كلمهء « يزكّيهم » از « زكى الرّجل » يعنى صالح و متنعّم ، گرفته شده است .
« وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
: براى آنان عذابى دردناك است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 175 ]
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ ( 175 )
هامش
( 1 ) عوالم درونى را هفت قسم دانستهاند كه توقّف در هر كدام را مقام گويند ، كه به ترتيب از پايين به بالا عبارتند از : طبع ، نفس صدر ، قلب ، روح ، سرّ ، خفى و اخفى ، نزول عبارت از ورود حقايق از عالم برتر به پايينتر ، مثلا از قلب به صدر و سپس از صدر به طبع .
( 2 ) تضمين : فعلى كه متضمّن معنى فعل ديگرى است ، كه در اينجا خوردن آتش متضمّن فعل خريدن كتاب به بهاى اندك است .