ناصب ( فعلى كه موجب نصب شود ) نيست .
« نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ »
: يعنى به سبب حقّى كه كتاب با آن خلق شده است و آن مشيّت و ارادهء الهى است كه همهء چيزها به وسيلهء آن آفريده مىشوند . يا اينكه كتاب متلبّس به حق و موصوف به حق است . يا كتاب با حق و همراه آن است . پس كسى كه كتاب را پنهان مىكند ، در حقيقت حق را كتمان كرده است و مستحق چيزهايى مىشود كه ياد شد و مقصود از كتاب ، احكام نبوّت و تورات و انجيل و قرآن است كه صورت اين احكام هستند .
« وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا »
: عطف است بر
« إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ »
و اختلاف ضدّ اتّفاق است يا به معنى تردّد است . پس معنى آيه بنا بر نظر اوّل اين است كه كسانى كه با تو اختلاف دارند ، يا كسانى كه اختلاف بين آنها واقع شد . و بنا بر نظر دوّم ، معنى آيه اين است كه : كسانى كه دودلى نمودند .
« فِي الْكِتابِ »
: براى استنباط احكام شرعى و براى اينكه قياس كنند آنچه را كه در آن نيست با آنچه كه در آن مىيابند و مراد به كتاب ، احكام نبوّت است كه تورات و انجيل و قرآن صورت آنها هستند .
« لَفِي شِقاقٍ »
: « لفى » ظرف از « كم » است يا از « اللّه » .
« بَعِيدٍ »
: يعنى در عناد و دشمنى با شما هستند ( پس به علت دشمنى در خلاف شما هستند ) .
بدان كه هر كس تسليم و فرمانبردار نبىّ يا وصىّ باشد ، ديگر با امثال خودش در هيچ حكمى از احكام مخالفت نمىتواند داشته باشد ، زيرا از خودش در چيزى رأى مستقلّى ندارد ، بلكه او فرمانبردار و مطيع غير خودش است . به خلاف كسى كه مطيع نبىّ و يا وصىّ نباشد كه در اين صورت ، شيطان حتما بر او مسلّط مىشود ، مگر اينكه آن شخص در حكم مطيع باشد و كسى كه شيطان بر او مسلّط شد ، نمىتواند توافق حاصل كند ، زيرا كار او هميشه نگرانى و عدم ثبات در آرا است و