بودن را منحصر به مرده و . . . نموده ، در اينجا امرى نسبى است . يعنى آنچه كه شما با هوا و هوسهايتان بر خود حرام كردهايد ، حرام نيست .
پس حرمت چيزهايى كه در آيه ياد شده ، در مقابل محرّماتى است كه در جاهليت بوده ، نه اينكه حرامهاى الهى منحصر در همين موارد ياد شده ، باشد . در جاهليت ، بحيره « 1 » ، سائبه « 2 » ، وصيله « 3 » ، حام « 4 » ، و غير اينها را حرام مىدانستند كه نهى از جانب خدا در اين امور وارد نشده است .
« وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ »
: و آنچه كه براى غير خدا صدا بلند شود ، يعنى آنچه كه اسم غير خدا بر آن ياد شود و قول خداى تعالى : « از چيزى كه اسم خدا بر آن بروده نشده ، نخوريد » اعمّ است از جايى كه نام غير خدا بر آن برده شود . پس تخصيص در اينجا به آنجايى كه نام غير خدا بر آن برده شود ، يا به جهت اهميّت دادن به حرام بودن اين قسم است ، از باب اينكه اين مورد شديدتر از آنجايى است كه اصلا نام برده نشده يا از آن جهت است كه ياد نكردن نام خدا از يادآورى نام غير خدا جدا نيست .
زيرا وقتى كه در واقع و نفس امر خدا را فرمان نبرد ، قهرا فرمان شيطان را برده است و هنگامى كه به ياد خدا و ياد او مشغول نباشد ، به ياد شيطان مىپردازد ، زيرا نفس هيچگاه خالى از يك نوع فرمان بردن و به ذكر آوردن نيست .
تفسير آيه ، به كشتهاى كه نام غير خدا بر آن ياد شده ، بيان تنزيل آيه است . و مخفى نماند بر كسى كه در طريق تأويل آيات بينايى و آگاهى اجمالى دارد . در مىيابد كه
« ما أُهِلَّ بِهِ »
عموميّت دارد و شامل هر چيزى
هامش
( 1 ) ماده شتر يا گوسفندى است كه در جاهليت هرگاه ده شكم مىزاييد ، گوش او را مىشكافتند ، آزاد مىگذاردند تا بچرد و ذبح آن را حرام مىدانستند .
( 2 ) شترى كه اولاد اولاد خرد را دريابد .
( 3 ) گوسفندى كه دو بار ، دو ماده در پى يكديگر زايد .
( 4 ) شترى كه نسل دهم را ببيند و پير شود و كسى سوار آن نشود .