تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥

تفسير :

« وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا »
: عطف است بر جملهء
« إِذا قِيلَ »
تا آخر آيه و اينكه در اينجا اسم ظاهر را به جاى ضمير آورده از آن جهت است كه اشاره به اين داشته باشد كه هر كس چنين پاسخى بدهد ( يعنى صرفا از آبا و اجداد تقليد كند ) ، كافر است . ممكن است جمله حال باشد و معنى آيه در اين صورت چنين است ، كه آنها گفتند : ما پيرو چيزى هستيم كه از پدران و گذشتگان يافته‌ايم ، حال آنكه آنان يا پدرانشان مانند چهارپايان هستند ، در اينكه زيركى و هوشيارى و فهم ندارند .
« كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً »
: نعق بر وزن منع و ضرب كه مصدر آن نعقا و نعيقا و نعاقا است . يعنى به گوسفندان صدا زد و معنى آيه چنين است : مثل و مانند اينان كه چنين گفتند يا مثل پدرانشان در عدم قصد معنى از كلماتى كه مىگويند ، مانند و مثل كسى است كه چهارپايان را صدا مىكند و آنها را مىراند و در اينكه او هم از الفاظ قصد معنى نكرده ، منظورى جز صدا زدن و راندن و منع كردن ندارد . يا معنى آيه چنين است : مثل اين گويندگان يا پدرانشان ، در نفهميدن معنى كلمات ديگران ، مثل چهارپايانى است كه از الفاظ چيزى جز صدا زدن و زجر نمودن نمىفهمد . مقصود اين است مثل كسانى كه به دلالت على كافر شدند ، در دعوت توبه ولايت على ، مثل چهارپايانى است كه چيزى جز خواندن و صدا زدن نمىفهمند . و از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمودند : معنى آيه اين است كه حيوانات را صدا مىكند ، و آن حيوانات تنها صدا مىشنوند . در تشبيهات مركب لازم نيست كه تشبيه بين اجزاى دو طرف درست باشد ، تا چه رسد به اينكه در ترتيب نيز با هم تطابق داشته باشند .
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ »
: بيان اين سه كلمه در اول سوره گذشت .
« فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ »
: يعنى آنان تعقّل نمىتوانند بكنند ، زيرا كه به مقام