بدى و زشتى شده ، طبق تأويلى كه گفتيم ، يا نسبت دادن چيزى به خدا باشد .
« أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً »
: ( اگر چه پدرانشان چيزى را به خرد درنيابند ) اين آيه مربوط به انكار و سرزنش تقليد از كسى است كه انسان او را نمىشناسد و حالش را نمىداند كه آيا او از اهل تحقيق و علم است كه خداوند آنان را به سبب علمشان از ديگران بىنياز كرده ، يا از تقليدكنندگان خردمندانى است كه تقليد از آنان زشت شمرده نمىشود .
زيرا كه مقلّدان آنان ، تبعيّت از عاقل نمودهاند و اينكه خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ لا يَهْتَدُونَ »
، هدايت نمىشوند ، بر اين دلالت دارد كه آنان از سوى عقل هدايت نيافتهاند . اين آيه بيان حال مردم از هر مذهبى است كه همهء عموم جز افراد نادر و اندك ، به زبان حال فرياد مىكنند كه : ما نمىتوانيم آنچه را پدرانمان را بر آن يافتيم ، ترك كنيم . چون تكيهگاه و اطمينان آنان تقليد بر چيزى است كه از پدران و نزديكان و كسانى كه آنها را از بچگى عالم دانستهاند ، ديدهاند . بدون اينكه روش خاصّى اعمال كنند و عالم را از غير عالم تميز دهند . چه خوب گفتهاند :
خلق را تقليدشان بر باد داد * اى دو صد لعنت بر اين تقليد باد
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 171 ]
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ ( 171 )
ترجمه :
( 2 / 171 )
و مثل كافران در شنيدن سخن انبيا و درك نكردن معناى آن ، چون حيوانى است كه آوازش كنند . از آن آواز معنايى درك نكرده ، جز صدايى نشنود و كفّار هم از شنيدن و گفتن و ديدن حق ، كر و لال و كورند ، زيرا عقل خود را به كار نمىبندند .