تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
واقع ، خداى تعالى مىفرمايد : پس يا اين است كه از سوى من ، سبب هدايت ، يا حقيقت هدايت و يا هدايت كننده‌اى به شما مىرسد كه در اين صورت ، هر كسى از هدايت من پيروى نمايد ، نه بيمناك شود و نه اندوهگين .
« فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »

« تحقيق در بيان اختلاف اين فرمودهء حق تعالى كه مىفرمايد : فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ، وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ

» خوف ، حالتى است كه از آگاهى به پيش آمدى ناپسند و انتظار آن حاصل مىآيد . و لازمهء آن ، گرفتگى دل ، فشرده شدن روح حيوانى ، حرارت غريزى در باطن و دل سوختن خون در دل و متصاعد شدن بخار دود به دماغ و سوختن دماغ گشته ، كه اگر مدتش طولانى شود ، به جنون و ماليخوليا منجر مىشود و چون بيم و خوف از بيم‌دهنده بر بيمناك وارد مىشود ، در واقع فاعل آن همان بيم‌دهنده است و بيمناك مورد ترس و بيم قرار گرفته ، از اين رو خبر جار و مجرورى است كه با « على » آغاز مىشود . با وجودى كه طبق قواعد نحوى ، خبر پس از مصدر جار و مجرور با « لام » يا « من » مىآيد ، به شرطى كه فاعل پس از حرف جرّ « 1 » بيايد و خبر قرار گيرد . از جهتى ، خوف اقتضاى استيلا بر نفس مىكند ، به نحوى كه مالك نفس نباشد كه در اين صورت ، با لفظ على مناسبت پيدا مىكند . ممكن است معنى آن اين باشد : كه از ديگران بر آنان بيمى نيست ، يعنى سزاوار نيست كه از آنان بترسند . در اين صورت ، اشكالى از آوردن « على » وارد نخواهد بود .
هامش
( 1 ) حروف جارّه ، عبارتند از : با ، تا ، كاف ، لام ، واو ، منذ ، مد ، خلا ، ربّ ، حاشا ، من ، عدا ، فى ، عن ، على ، حتّى ، الى .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 12 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى