تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
بر غير آنان دشمنىاش را ظاهر نمىنمايد . بدان كه شيطان ، از عالم ظلمت و تاريكى است و تاريكى ضدّ نور و فانىكنندهء نور است . چنانچه نور ضدّ تاريكى و از بين برنده آن است و انسان با بدن و نفسش بين دو عالم نور و ظلمت واقع شده . اين قابليّت را دارد كه ظلمت در آن تصرف كند و از سويى ، هر چيزى فطرتا اقتضاى آن را دارد كه با سنخ خود مجاور باشد و هر صاحب شعورى فطرتش اقتضا مىكند به هر چيزى كه احاطه بر آن ممكن است ، احاطه داشته باشد و از همين جهت است كه هر عاقلى مىخواهد به چيزهايى كه نمىداند ، احاطه علمى پيدا كند . از سوى ديگر ، لطيفه سيّاره انسان پرتوى است از عالم نور كه آن تنزّل پيدا كرده و بر نفس حيوان و انسان مىتابد و اين پرتو نورى مادامىكه در انسان باقى است براى شيطان تصرف كامل در او ممكن نيست ، ولى وقتى كه اين نور خاموش شد ، ملك انسان ملك شيطان شده ، هيچ معارضى هم وجود ندارد . وقتى كه اين مطلب محقّق شد ، دانسته مىشود كه عداوت شيطان با انسان ، عداوت ذاتى است و بر هر كسى كه از اين لطيفه نورى در او باقى باشد ، دشمنى شيطان ظاهر است .

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 169 ]

إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ( 169 )

ترجمه :

( 2 / 169 ) اين دشمن است كه به شما دستور بدكارى و زشتى مىدهد و بر آن مىگمارد تا به خدا سخنانى از روى نادانى نسبت دهيد .

تفسير :

« إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ »
: عبارت ، پاسخ پرسش از حال شيطان با انسان است . و « سوء » هر چيزى است كه شرع و عرف و عقل ، آن را قبيح بشمارد ، ولى مقصود از « سوء » در اينجا ، آن است كه در زشتى و قبح به