حين خوردن از اين تبعيّت و از ذكر خدا غافل است و خوردن او جهت محض تشفّى نفس است . بدون اينكه ملاحظهء امرى را از جانب خدا نموده و نيروى بدن را رعايت كند تا اين مركب روح را براى عبادت نگهدارى نمايد .
خلاصه شخصى كه چيزى را مىخورد ، اگر در حقيقت مسلمان يا مؤمن به ايمان خاصّى باشد ، در حين خوردن ، خدا را به ياد بياورد و خوردن او ضمن مباح بودن در جهت امر خداى تعالى است تا اينكه به اين وسيله ، بدنش را تقويت كرده ، آن را براى عبادت و تفريح نفس كه از رسيدن به لذّتهاى نفسى حاصل مىشود ، نگه دارد . اگر خوردنى نيز از چيزهايى باشد كه شريعت آن را مباح كرده است ، در اين صورت اين نوع خوردن از پيروى از وسوسههاى شيطان خارج است . اگر خوردن غير از اين باشد كه اشاره كرديم ، پيروى از وسوسههاى شيطان بوده ، غذايى كه خورده مىشود تقويتكنندهء شيطان اغواكننده و تضعيفكنندهء ملايكه زاجر ( قدرتهاى بازدارنده روحى يا نفس لوّامه ) مىشود . به تحقيق ذكر كردهاند كه خوردن با پراكندگى حواس و افكار ، موجب پراكندگى و پريشانى خاطر مىشود ، در حالى كه اگر افكار و حواس پراكنده نباشد ، موجب اطمينان و خاطر جمعى مىشود .
پس اى برادران من ! از پيروى كردن وسوسههاى شيطانى بر حذر باشيد كه پيروى كردن از آن ، شيطان را بر شما مسلّط مىكند ، به نحوى كه نمىتوانيد از آن فرار كنيد و وسوسههاى شيطانى ، گاهى تأويل به پيشوايان گمراهى و ضلالت مىشود . زيرا آنها هستند كه وسوسههاى شيطان را تحقّق مىبخشند ، گويا كه در وجودشان جز اثر شيطان ، چيزى نيست .
« إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ »
: يعنى دشمنى و عداوتش ظاهر است ، يا اينكه دشمنىاش را بر كسانى كه يك جهت الهى در آنها هست ، ظاهر مىكند و