« وَ رَأَوُا الْعَذابَ »
: حال است به تقدير « قد » يا عطف است بر « تبرّا » يا عطف است بر « اتّبعوا » اوّلى يا دوّمى .
« وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ »
: اسباب جمع سبب است و آن ، عبارت از ريسمانى است كه با آن چيزى بسته و كشيده مىشود ، و اسباب استعاره است براى اتّصالهايى كه بين آنان موجود است ، از قبيل خويشها و صورت معاملات دينى كه از مقام نفس شيطانى و مناسبات دنيايى ناشى مىشود و لفظ « بهم » ممكن است صله براى « تقطّعت » باشد . بنابراين كه باء براى متعدّى كردن بيايد ، معنى آيه چنين مىشود : آن سببها كه بين آنان وجود داشت و سبب الفت و اجتماع آنها در دنيا شده بود ، بريده و منقطع گشت ، زيرا آن سببها جهت اغراض فانى و در ميان نفسهايى ايجاد شده بود كه همه محكوم به فنا و هلاك بودند و آن سببها از انس و الفت روحانى ، باقى مانده بودند ، لذا اسباب تفرقه و پراكندگى در آخرت شدند . و ممكن است كه لفظ « بهم » حال از « اسباب » باشد كه بر آن مقدّم شده است ، باء براى الصاق است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 167 ]
وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ ( 167 )
ترجمه :
( 2 / 167 )
آنگاه پيروان آن پيشوايان باطل از روى پشيمانى و حسرت گويند : اى كاش ديگر بار به دنيا باز مىگشتيم و از اطاعت اينان بيزارى مىجستيم ، چنان كه اينان از ما بيزارى جستند . اين گونه خدا كردار زشت جاهلانهء آنان را مايهء حسرت و پشيمانى آنها نمود و آنان را از عذاب جهنّم نجاتى نباشد .
تفسير :
« قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً »
: يعنى مىگويند كاش دوباره به دنيا باز مىگشتيم و « لو » براى تمنّى است و لذا ، فعل در جواب آن ، فاء به خود