حشرات و چهارپايان و درندگان و اصناف انسان برانگيخت ، يا بر احيا عطف است ، يعنى در آنچه كه از آسمان فروفرستاد ، پس به سبب آن زمين را زنده كرد به سبب آن چهارپايان و ساير جنبندگان را برانگيخت .
« فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ »
: و هر جنبندهاى را در آن آفريد و لفظ « من » بنا بر اوّل بيانيّه است ( من براى بيان كلمهء مورد نظر مىآيد ) و بنا بر دوم تبعيضيه است . من براى جدا كردن و تفاوت و تبعيض كلمه مىآيد .
و وجه عليّت و سبب بودن باران براى برانگيختن جنبندهها اين است كه توليد نسل از حشرات بهوسيله رطوبت زمين و هوايى است كه با حرارت آفتاب ممزوج شده ، با اجزاى متعفّن زمينى به سبب حرارت و بقاى آن مخلوط گشته است ، و بقاى آن چيزهايى كه از حشرات تولّد يافته . زيست آنها به سبب زيادى گياه زمين است كه آن نيز از زيادى رطوبت زمين و هوايى است كه از زياد شدن باران به وجود مىآيد .
« وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ »
: وزيدن بادهاست كه هوا را عوض مىكند تا راكد نگشته ، متعفّن نشود ، كه در اين صورت ، مزاج حيوان و نبات فاسد مىشود و وزيدن باد ، هواى متعفّن را مىبرد و بدنهاى حيوان و نبات را سرد مىكند . به اين نحو ، هوايى كه به سبب مجاورت و ايستادن گرم شده ، آن را تبديل مىكند و شما در زندگيتان از وزيدن باد بهرهها مىبريد ، زيرا باد كشتى ( كشتى بادى ) را به حركت و ابرها را به جنبش درمىآورد و دانهها را از كاه جدا مىكند .
« وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ »
: ( و ابرها كه بين آسمان و زمين فرمانبرند ) و ابرها اجزاى ريز آب را حمل مىكنند و اجزايى از هوا نيز به اجزاى آب بدل مىشوند . ابرها به سوى مكانهايى كه خداوند دستور مىدهد ، حركت مىكنند تا در آنجا ببارند و در نتيجه ، در آن مكان باران مىبارد به نحوى كه زمين از انواع باران بهرهمند مىشود . باران به اندازه مىبارد نه به طورى كه زمين و عمارتها و رستنيهاى آن فاسد شوند