تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
جواز است و جواز أعمّ از وجوب است و وجوب از اخبار استفاده مىشود . پس تمسّك كردن به آيه براى نفى وجوب ، چنانچه برخى از عامّه اين كار را كرده‌اند ، درست نيست . به امام صادق ( ع ) نسبت داده شده كه از او پرسيدند : آيا سعى بين صفا و مروه واجب است يا مستحب ؟ فرمود ، واجب است . به امام عرض شد : مگر خداوند نفرموده ،
« فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما »
، يعنى باكى نيست كه سعى بين صفا و مروه انجام پذيرد ؟ فرمود : بلى ، امّا اين مطلب در عمرهء قضا بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر آنان شرط نمود كه بتها را از صفا و مروه بردارند ، پس مردى مشغول به كار شد و سعى انجام نداد ، تا اينكه آن روزها سپرى گشت و دوباره بتها را به جاى خود برگرداندند . پس خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و عرض كردند : يا رسول اللّه ! فلانى سعى بين صفا و مروه را انجام نداد و بتها به جاى خود بازگشتند . در آن هنگام خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود كه باكى نيست سعى بين صفا و مروه انجام پذيرد ، در حالى كه بتها نيز آنجا باشند « 1 » . و نيز به امام صادق ( ع ) نسبت داده شده « 2 » كه مسلمانها گمان مىكردند سعى بين صفا و مروه چيزى است كه مشركان آن را ساخته و پرداخته‌اند ، پس خداوند براى رفع ابهام ، اين آيه را نازل فرموده است . بعيد نيست گفته شود : سعى بين صفا و مروه به صورت هروله ، امرى است كه عقلهاى جزئى آن را قبيح مىشمارند و نفوس محترمه از آن سرباز مىزنند . پس گمان آنانى كه جز ظواهر اشيا را درك نمىكنند ، اين بود كه اينجا جاى اشكال و ايراد و منع الهى است ، پس خداوند به‌وسيله اين آيه آن ايراد خيالى را برداشت .
هامش
( 1 ) برهان ، ج 1 ، ص 169 . ( 2 ) تفسير صافى ، جلد 1 ، ص 154 ، به نقل از اصول كافى .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 311 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى