تأويل ، آيه مربوط به آيه پيشين مىشود .
سعى در محل سعى ، كنايه است از لزوم تردد و رفت و آمد انسان در حالت اضطراب بين صفاى نفس انسانى و مروهء نفس حيوانى . زيرا انسان بهوسيله تردد بين آن دو و گذراندن حاجت و نياز آن دو قوّه در اين بنيان باقى مىماند و با اين بقا كامل مىشود در ذات و صفات و پيروى از خدا ، و با اين كامل شدن استحقاق حضور نزد رحمان و دوستى و امامت را پيدا مىكند . پس چنانچه صفا و مروه و سعى بين آن دو از مناسك حجّ خانهاى است كه از سنگ بنا شده ، صفا و مروهء نفسانى و تردّد مضطربانه بين آن دو نيز ، به جهت اصلاح حال اهل آن دو و برآوردن حاجت آنان است .
« مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ »
: شعائر جمع شعار با كسر شين به معنى علامت است ، يا جمع شعار با كسر و فتح به معنى لباسى است كه به بدن مىچسبد ، يا جمع شعار به كسر شين به معنى مناسك است ، يا جمع شعيره است به معنى معظم و عمدهء مناسك كه خداوند به سوى آنها خوانده است .
« فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ »
: حجّ به معنى قصد ، خود نگهدارى ، گام نهادن ، تردد و قصد مكّه براى انجام مناسك آمده است و در شرع ، نام مناسك خاصى است كه در مقابل عمره قرار دارد و با هر يك از معانى لغوى آن مناسبت دارد و عمده زيارت است و در شرع ، نام مناسك خاصّى است كه در مقابل حجّ قرار دارد .
« فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما »
: برخى گفتهاند : كه بر روى صفا و مروه دو بت براى قريش بود كه در جاهليت هرگاه كه سعى بين صفا و مروه مىنمودند ، آن بتها را مسح مىكردند . وقتى مسلمانان آمدند و بتها را شكستند ، ديگر سعى در آنجا براى آنها دشوار شد ، به همين جهت ، آيه نازل گشت . اين آيه ، دلالت بر نفى وجوب نمىكند ، زيرا كه آيه مفيد