توبه مىكنند و يا توبه از توجه به غير خدا است كه توبهء انبيا از آن گونه است . توبهء بخشى از انابه و از نظر معنى مقابل آن و به مفهوم روى آوردن و بازگشت به سوى خدا است .
بدان كه سلوك سالك جز با دو بال كه عبارتند از : برائت و ولايت ( تبرّى و تولّى ) به اتمام نمىرسد . و اين دو ، به توبه و انابه ، به زكات و نماز ، به روزه و نماز ، به تبرى و تولّى ، به نفى و اثبات ، به نهى و امر ، به خوف و رجا ، به رو برتافتن از غير خدا و رو آوردن به سوى خدا ، تعبير شده است . لذا ، از زمان خود آدم ( ع ) هيچ شريعتى نيامده ، جز اينكه زكات و نماز در آن مقرر شده است ، از اين رو ، كلمهء جامع بين نفى و اثبات ، شريفترين ذكرها بوده است ، پس شريفترين همهء ذكرها كلمهء « لا إله الا اللّه » است چون اعتباراتى در آن موجود است كه در ذكر ديگر وجود ندارد ، چنان كه در همين سوره ، در بيان قول خدا
« فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ »
ياد خواهيم كرد .
اگر كلمهء « توبه » با « الى » متعدى شود ، جمع بين توبه و انابه را مىرساند . و اگر به « بنده » نسبت داده شود ، با « الى » متعدى گشته ، تا بر خوددارى و انتهاى كار بنده دلالت نمايد .
ولى وقتى به خدا نسبت داده شود ، با « على » متعدى مىشود ، تا بر
« استعلا » و « استيلا » ى ( برترى و چيرگى ) الهى دلالت نمايد .
« تحقيق و بررسى اينكه توبهء پروردگار همان توبه عبد است »
« إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ »
: به درستى كه تنها او بسيار توبهپذير مهربان است .
آوردن كلمهء « توّاب » كه صيغهء مبالغه است و بر كثرت دلالت مىكند ، به معنى بسيار توبهكننده است از اين رو ، توبهء بنده ، به خدا نسبت داده شده است ، كه توبهء بنده مانند ساير خصلتهاى وى ( صفات