هماهنگى و اتفاق در زمان حكم دارد .
« فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً »
: « امّا » تشكيل شده است از « ان » شرطيّه و « ما » زايد ، تا تأكيد شرط باشد . لذا بعد از « امّا » نون تأكيد آورده مىشود .
آمدن هدايت و راهنمايى از جانب خدا ، يا به زبان رسول ظاهرى است و يا به زبان رسول باطنى ، بنا بر آنچه كه از ظاهر معنى مصدرى « هدى » فهميده مىشود . و گرنه ، هدايت حقيقت جوهرى و از شئون نفس انسانى است و زبان رسول ، چه ظاهرى و چه باطنى ، تنها نفس انسانى را آماده مىكند .
افاضهكننده ، در حقيقت خداست . و آنچه كه افاضه مىشود ، حقيقتى از حقايق الهى و افاضه شونده ، نفس انسانى است .
بنابراين ، آوردن ادات شرط ( امّا ) بهجا و درست است ، زيرا كه اين حقيقت براى هر فردى حاصل نمىشود . چه بسا براى كسى پيش آمده ، سپس ، از وى سلب شده است . لذا ، جواب آن جملهء شرطيّه يا « مثل شرطيّه است » كه مىفرمايد :
« فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ »
: هر كه از راهنما پيروى كند .
لفظ من ، « شرطيه » يا « موصوله » است كه متضمّن معنى شرط است و تكرار كلمهء « هدى » براى آن است كه اين معنى در دلها جاى گرفته و ترغيبى براى پيروى كردن باشد . به اين گونه كه مفهوم صريح و روشن آن به تصوّر آيد ، يعنى افراد با درك مفهوم روشن هدايت ، به پيروى راهنماى درونى ، رغبت نمايند . در عين اينكه هدايت علّت حكم نيز قرار گرفته است .
ممكن است « هدى » را پيامبر خدا يا جانشين وى بدانيم ؛ زيرا وجود آنان سر چشمهء هدايت است . آنچنانكه ، گويا هادى حقيقتى جز هدايت نيست ( هدايت و هادى يكى است ) .
و مىتوان معنى عامّ از آن اراده كرد كه شامل هر سه معنى باشد . در