تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 152 ]

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ ( 152 )

تحقيق ذكر و مراتب و فضائل آن

ترجمه :

پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و سپس شكر نعمت من به جاى آريد و كفران نعمت نكنيد .

تفسير :

« فَاذْكُرُونِي »
: يعنى مرا به ياد آوريد به وسيلهء زبان بلند و آهسته و به وسيلهء جنان و دل سرّى و هنگامى كه فعلى را به‌جا مىآوريد به وسيلهء يادآورى امر و نهى و هنگام نعمت به وسيلهء شكر و سپاس .
« أَذْكُرْكُمْ »
: « ذكر » با كسر ذال ، حفظ كردن چيزى در خاطر و ذهن است و به معناى اجراى آن به زبان و شهرت و آوازه و شرف استعمال مىشود و قول خداى تعالى :
« وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ »
، هر دو معنى را در بر مىگيرد ، اطلاق ذكر بر هر سه معنى به مناسبت يادآورى در حافظه است ، و آيات و اخبارى كه دلالت بر فضيلت ياد خدا مىكند ، بسيار است ، در فضيلت ياد ، همين بس كه اين آيه دلالت مىكند بر اينكه يادآورى بنده ، يادآورى خدا را به دنبال دارد و هيچ شرفى از اين بالاتر و شريف‌تر نيست و نيز در شمارى از اخبار قدسى وارد شده كه خداوند مىفرمايد : من همنشين كسى هستم كه مرا به ياد آورد و به ذكر من بپردازد « 1 » . اين سخن ، بيانگر آن است كه هيچ شرافتى شريف‌تر از ذكر نيست . از امام صادق ( ع ) ، روايت شده است كه فرمود : كسى كه با حقيقت به ياد خدا بپردازد ، او مطيع خداست ، و كسى كه غافل از ياد خدا باشد ، گناهكار است و طاعت و مطيع بودن ، نشانهء هدايت يافتن و معصيت و نافرمانى ، نشانهء گمراهى است . پس اصل طاعت و معصيت ، ناشى از ذكر
هامش
( 1 ) كافى ، ج 2 ، ص 496 .