مىكند .
چنان كه مىبينيد ، در اين آيه خداى تعالى تزكيه را بر تعليم كتاب و حكمت مقدّم مىدارد و نيز در سورهء آل عمران ( آيه 164 ) كه مىفرمايد :
« لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ . . . »
و در سوره جمعه ( آيه 2 ) كه مىفرمايد :
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
.
ولى در دعاى ابراهيم كه سابقا گذشت ، مطلب به عكس بود ( اوّل علم و سپس تزكيه بود ) و اين از آن جهت است كه اشاره به استجابت دعاى ابراهيم و تفضّل و لطف بر او باشد ، به اين گونه كه زيادتر از درخواست و دعاى ابراهيم به او عطا نموده باشد ، زيرا تعليم كه قبل از تزكيه است ، حاصل نمىشود مگر با علم تقليدى كه براى عالم به آن يك امر عادى است . به خلاف تعليم كه پس از تزكيه قرار مىگيرد كه حتما بايد با علم تحقيقى باشد با جميع مراتبش از علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين « 1 » . از اين رو ، خداى تعالى بر دعاى ابراهيم ( ع ) ،
« ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ »
را اضافه نمود .
هامش
دهرى گويند و يا بر كسانى كه به حس اعتماد مىكنند ( حسيّون ) دهرى گويند . اما طبيعى به كسى گويند كه حوادث جهان را به طبيعت نسبت مىدهد و به نيروى ما فوق طبيعت اعتقادى ندارد .
( 1 ) علم اليقين علمى است كه با برهان و دليل حاصل مىشود و آن علمى است كه صاحب آن را در آن شكّى نباشد و براى عاقلان است . عين اليقين با حكمت حاصل مىشود و آن براى اصحاب علوم است و حق اليقين به ديدن است و آن مخصوص صاحبان معرفت است .