نمىماند و توقف نمىكند ، بلكه دايم در سير و حركت است و اينكه امّت محمّد نسبت به او گويا كه حركتى ندارند و از جايى به جايى سير نمىكنند و از همين جا معلوم مىشود كه خطاب در قول خدا
« وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ »
، مخصوص امت است ، بدون اينكه پيامبر با آنان مشاركت داشته باشد .
« لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ »
: تعليل امر به رو گرداندن به سوى مسجد الحرام يا تعليل خود تغيير قبله است و معنى آيه اين است كه ما شما را امر كرديم كه به سوى كعبه توجّه پيدا كنيد تا معاندان شما با حجّت و دليل صحيح بر شما ايراد نتوانند بگيرند ، يعنى بگويند كه از علامات و نشانههاى پيامبرى كه در آخر الزمان برانگيخته شده ، نماز خواندن به سوى كعبه يا به هر دو قبله است و همچنين نتوانند با دليل فاسد بر شما ايراد بگيرند ، يعنى بگويند : اگر محمّد پيامبر بود ، از قبلهء غير تبعيّت نمىكرد ، و اگر دين ما باطل بود ، بايد قبلهء ما نيز باطل مىبود .
« إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ »
: يعنى چيزى را در غير موضع خودش قرار دادند ، چون آنان با دليل باطل بر شما ايراد مىگيرند ، به اين نحو كه مىگويند : اگر نماز خواندن به سوى بيت المقدّس باطل بود ، پس بايد نماز مسلمانان در مدّت زمان گذشته باطل باشد و اگر نماز به سوى آنجا صحيح است كه بايد نماز خواندن به سوى كعبه باطل باشد .
« فَلا تَخْشَوْهُمْ »
: از آنها نترسيد ، چون دليلشان واهى و طعنههايشان به شما زيانى نمىرساند .
« وَ اخْشَوْنِي »
: پس نظر به امر و نهى من توجّه نماييد و به غير من نگاه نكنيد .
« وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ »
: يعنى با رو آوردن به سوى كعبه كه آن ظهور و صورت قلب است ، نعمتم را بر شما تمام كنم ، چنانچه بعدا خواهد آمد انشاءالله ، و رو آوردن به سوى كعبه ، خود نمايانگر و