تفسير :
« الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ »
: مبتدا و خبر است و پاسخ پرسش مقدّر ، كه گويا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفته : پس چه كنم ؟ خداوند مىفرمايد : حق از جانب پروردگار تو است و با كتمان اهل كتاب ، به خودت غم راه مده . كلمه « حقّ » به نصب خوانده شده تا مفعول « يعلمون » باشد .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 148 ]
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 148 )
ترجمه
( 2 / 148 )
هر كسى را راهى است به سوى حق ( و يا قبلهاى است در دين خود ) كه به آن راه يابد و به آن قبله روآورد ، پس بشتابيد به خيرات و عبادات كه هر كجا باشيد همه شما را خداوند به عرصهء محشر خواهد آورد ، محقّقا خدا بر هر چيز تواناست .
تفسير :
« فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها »
: ضمير « هو » به خدا يا به ( كلّ ) باز مىگردد و « توليه » به معنى اقبال و ادبار ( رو كردن و پشت كردن ) است و به معنى توجيه ( روى آوردن ) نيز آمده است .
« لِكُلٍّ وِجْهَةٌ »
: كلّ بدون تنوين و به صورت اضافه خوانده شده .
« هُوَ مُوَلِّيها »
با الف به صورت اسم مفعول خوانده شده است .
و معنى تنزيل آيه ، ردّ كردن كسانى از اهل كتاب و ضعيفان از مسلمانان است كه توجه به كعبه را در نماز انكار كردهاند و معنى آيه اين است كه هر امّتى قبلهء مخصوص به خود را دارد كه خداوند آنان را به آنسو برمىگرداند ، پس به سوى خيرات بشتابيد و در امر قبله به گفتار مشغول نشويد .
و معنى تأويل آيه ، ردّ كردن كسانى است كه ولايت را منكراند و توجّه نفوس به قلب و صاحب قلب را قبول ندارند ، همانند عامّه . و نيز