تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
« وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ »
: اول پيامبر را مورد خطاب قرار داد تا اينكه تعظيم شأن او بوده و تنبيه بر اين باشد كه درخواست پيامبر اجابت شده و رغبت و ميل او مراعات گشته است . اصولا ، حكم از آن پيامبر است و بر امّت ، از باب تبعيّت آنان از پيامبر حكم ثابت مىشود . سپس ، به اعتبار اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز يكى از مخاطبان است ، حكم و خطاب را به تمام امّت و تمام مكانها عموميّت داده است ، يا اينكه ممكن است پس از خطاب به پيغمبر به سوى امّت رو آورده ، آنان را مخاطب قرار داده است . خطاب به آنان ، از آن جهت است كه به عموميّت حكم اشاره نموده ، معلوم نمايد كه حكم مخصوص رسول صلّى اللّه عليه و آله نيست . و اين وجه مناسب‌تر است ، زيرا خداى تعالى اين حكم را تكرار كرده و در هر يك از مراتب تكرار ، رسول صلّى اللّه عليه و آله را تنها ياد كرده است . سپس ، امّت را ياد نموده و آنگاه كه رسول صلّى اللّه عليه و آله را نام برده و حكم را بيان داشته است ، بر آنچه مناسب شأن رسول است وابسته گردانده . هنگامى كه امّت را ياد كرده است ، حكم را به چيزى منوط داشته كه مناسب شأن آنان است ، چنانچه ياد خواهيم كرد .
« وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ »
: مقصود از كتاب ، شريعت الهى است از هر پيامبرى كه بوده باشد ، يا مقصود كتاب تورات و انجيل است و جمله حال يا عطف بر معنى است ، گويا كه گفته است : به درستى كه اين امر حق است ، از پروردگار شما و كسانى كه كتاب به آنها داده شده ، مىدانند كه اين امر حق است .
« لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ »
: يعنى تغيير قبله ، يا توجّه ، يا سوى مسجد ، يا مسجد را از جهت توجّه مىدانند كه حق است .
« الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ »
: و آن حق از سوى پروردگارشان است ، زيرا آنان اهل شرايع الهى هستند و هر كس كه داخل در شريعت الهى باشد ، مىداند كه احكام هر شريعتى مغاير با شريعت ديگرى است و برخى از