تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
تغيير قبله به حق و راستى از جانب خداست و خدا از كردار آنها غافل نيست .

تفسير :

« قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ »
: ابتدا ، كلام است از جانب خداى تعالى براى ايجاد و اعلام حكمى ، و به همين جهت ، از ادات وصل چيزى نياورده ، گويا كه پيامبر پس از آنكه از سوى يهود و گفته‌هايشان دربارهء او و در مورد توجّه به قبلهء آنان به هنگام نماز ، ناراحت شده ، از خداوند خواسته است تا قبله را تغيير دهد و از شأن كسى كه با تضرّع چيزى را درخواست مىكند ، اين است كه رويش را به آن جهتى بگيرد كه مورد درخواستش در همان سمت است و گويا كه پيامبر كعبه را مىخواسته . چون كعبه ، قبلهء ابراهيم و بناى او بوده است و محلّ تولّد على عليه السلام و وطن او و نيز وطن خود پيامبر كعبه است .
« فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها »
: ما روى تو را در نمازت به قبله‌اى مىگردانيم كه راضى شوى و آن همان كعبه است و اينكه پيامبر به كعبه راضى بوده ، از جهت ميل فطرى است كه انسان نسبت به وطن و زادگاه و وطن آباء و اجدادش دارد و از سوى ديگر ، چون كعبه محل مراجعه و توجه عربها بوده ، قبله بودن كعبه باعث مىشود كه به دين اسلام رغبت بيشترى نشان دهند .
« فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ »
: پس رويت را بگردان به سوى مسجد الحرام . يعنى مسجدى كه بىاحترامى نسبت به آن حرام است و لفظ « حرام » يا مشترك بين مصدر و صفت است ، يا در اصل مصدر است كه در معنى صفت به كار مىرود . مسجد الحرام جزيى از حرم است ، چنانچه كعبه جزيى از مسجد است و كعبه قبلهء اهل حرم و حرم قبلهء اهل عالم است ، چنانچه در روايت آمده است . پس مقصود از مسجد الحرام ، يا تمام حرم است ، از