باب استعمال جزء در كلّ ، يا خود مسجد است .
و اينكه نگفت به سوى كعبه ، به آن جهت است كه آنچه براى اشخاص دور لازم است ، عبارت از استقبال سمت و جهتى است كه خانهء خدا در آن سمت قرار گرفته است ، نه استقبال عين خانه ، و اين معنى از جملهء
« شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ »
استفاده مىشود . علاوه بر اين ، در اين تعبير تنزيل منطبق بر تأويل است و معنى آيه اين است : بگردان صورت و بدنت را به سوى مسجد الحرام صورى و توجه بده خودت را به سوى مسجد الحرام كه همان صدر منشرح است ، يعنى سينهاى كه به سبب اسلام باز شده كه در آن سينه كعبهء قلب قرار گرفته است ، چه در حال نماز بدنى و چه در حال نماز نفسى كه در هر حالى وجود دارد .
در خبر است « 1 » كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از آنكه يهود مىگفتند محمّد صلّى اللّه عليه و آله تابع قبلهء ماست ، اندوهناك گشت ، پارهاى از شب را از خانه خارج شد و رو به آسمان كرد ، چون بامداد فرا رسيد ، نماز بامداد گزارد و هنگام ظهر به نماز ايستاد ، دو ركعت از نماز ظهر خوانده بود كه جبرئيل آمد و به او گفت : مىبينيم كه صورتت را به سوى آسمان گرفتهاى ، ما رويت را به قبلهاى كه موجب خشنودى تو است ، برمىگردانيم . پس روى خويش را به سوى مسجد الحرام برگرداند . سپس دست پيامبر را گرفت و صورتش را به سوى كعبه برگردانيد و صورت كسانى را هم كه پشت سر پيامبر بودند ، برگردانيد ، تا جايى كه مردان جاى زنها و زنها جاى مردها را گرفتند . بنابراين ، نخستين نمازهاى پيامبر به سوى بيت المقدّس و آخرين نمازهاى وى به سوى كعبه است . از آن پس ، آن مسجد ، مسجد القبلتين يعنى مسجد دو قبله ناميده شد .
هامش
( 1 ) اين خبر را فيض كاشانى در تفسير صفى ، ج 1 ، ص 149 ، به نقل از كتاب الفقيه ياد كرده است و نيز در نور الثّقلين ، ج 1 ، ح 417 ، ص 115 ، آمده است .