تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
خدا را دربارهء انبيا كتمان كند و يا گواهى خدا را به رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله در كتب آسمانى مخفى دارد و خدا از آنچه مىكنيد ، غافل نيست .

تفسير :

« أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُوداً أَوْ نَصارى »
: آيا مىگوييد ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان ، يهودى يا مسيحى بودند ؟ يعنى آيا عقيده به اين مطلب داريد و با همين عقيده بر دينتان ثابت مىمانيد و ماوراى آن را انكار مىكنيد و در اين مورد با ما به بحث و جدل مىپردازيد ؟
« قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ »
: بگو اى پيامبر ! شما داناتريد يا خدا و به تحقيق ، خداى تعالى به ما خبر داده كه ابراهيم ، يهودى و نصرانى نيست . و بر اين مطلب طورى احتجاج نموده كه قابل ردّ و انكار نيست ، آنجا كه فرموده : تورات و انجيل نازل نشده مگر از ابراهيم ، در حالى كه يهوديّت و نصرانيّت با همين دو كتاب ثابت مىشود .
« وَ »
: و از باب كنايه و طعنه به خودشان و به اينكه گواهى خداوند بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله را - كه در كتب آنها ثابت و گذشتگانشان به آن خبر داده‌اند - كتمان كرده‌اند ، به آنان بگو :
« مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ »
: يعنى كيست ستمكارتر از كسى كه كتمان و مخفى كند شهادتى را كه از جانب خدا ثابت گشته و نزد او به وديعت گذاشته شده است . پس عبارت « من اللّه » متعلّق به « كتم » نيست ، بلكه آن صفت شهادت است و لفظ « من » ابتدائيّه است كه بر فاعل مصدر داخل شده مانند جمله « زعما منهم » .
« وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ »
: و بگو ، خدا از آنچه مىكنيد غافل نيست . اين گفتار براى تهديد آنان است و ممكن است قول خداى تعالى
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ »
، ابتداى گفتارى از جانب خدا باشد .