زرد رنگى فرومىبرند و شستشو مىدهند و آن آب زرد را « معمودى » « 1 » مىنامند و عقيده دارند كه به اين وسيله نصرانيّت آنها محقّق مىشود .
« وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً »
: با اين عبارت و گفتار كه بهتر از رنگ خدا چه چيزى است ؟ شادى نمودند و مباهات كنان گفتند :
« وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ »
: تنها ما پرستندهء خداييم و مثل شما در عبادت خدا مشرك نيستيم .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 139 ]
قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِي اللَّهِ وَ هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ( 139 )
ترجمه :
( 2 / 139 )
اى پيامبر ! به اهل كتاب بگو شما را با ما در موضوع خدا چه جاى بحث و جدال است ، در صورتى كه او پروردگار ما و شماست و ما مسئول كار خود ، و شما مسئول كردار خويش هستيد و ما او را از روى خلوص مىپرستيم .
تفسير :
« قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا »
: يعنى با ما مخاصمت و دشمنى مىورزيد با اينكه مىدانيد دين ما حق و دين شما منسوخ است ، يا اينكه بر حق بودن دين ما و بطلان دين خودتان جاهليد ، يعنى آيا جز اين است كه احتجاج و دليلتراشى شما با ما تنها به جهت چيرگى بر ماست ، بدون اينكه حق بودن يا باطل بودن آنچه را كه به آن احتجاج مىكنيد ، خود يقين حاصل كرده باشيد ؟ و اين معنى از اين رو است كه لفظ « محاجّه » مگر در مورد مبالغه ، در مخاصمت و دشمنى ، به كار نمىرود .
« فِي اللَّهِ »
: جملهء « فى اللّه » را به جملهء قبلى اضافه نمود تا اينكه نسبت به انكار احتجاج از قضايايى باشد كه دليلشان همراهشان است و
هامش
( 1 ) غسل تعميد .