خوردند ) و به اين سبب ، آنان را از آنجا كه بودند ( بهشت ) ، بيرون كرد و گفتيم از بهشت فرود آييد كه برخى از شما ، برخى را دشمنايد و شما را در زمين آرامگاه و آسايش خواهد بود تا روز مرگ .
[ تفسير : ]
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها »
: يعنى از ناحيهء درخت آن دو را به لغزش انداخت يا اينكه آن دو را به سبب لغزشى كه از وسوسه و حيلهء شيطان ناشى شده بود ، از بهشت بيرون كرد . به اين ترتيب كه شيطان در پوست مار به جايگاه آدم نزديك شد و حكايت درخت ( و فوائد خوردن ميوهء آن ) باز گفت ، و آدم در حالى كه مىپنداشت اين مار است . كه با او سخن مىگويد ، سخن او را نپذيرفت .
شيطان از پذيرفتن آدم نااميد شد و بار دوم به نزد حوّا رفت و او را مورد خطاب قرار داد و فريفت . تا اينكه حوّا آن را خورد ، پس آدم فريفته شد ( به وسيلهء « حوّا » فريفته شد ) و آن را خورد .
چون هر دو خوردند ، شعور بر ايشان حاصل شد ( به شعور باطنى خويش آگاه شدند ) و عورتشان را درك كردند ، در حالى كه قبل از اين درك نمىكردند .
« فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ »
: يعنى شيطان آن دو را از بهشتى كه در آن جاى داشتند يا از مقامى كه در آن بودند ، خارج كرد .
« وَ قُلْنَا »
: به آدم و حوّا گفتيم :
« اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ »
: فرود آييد كه برخى از شما دشمن برخى ديگر هستيد . از اين رو ضمير را به صورت جمع آورده است ( كم ) تا بر ذرّيه و اولاد آنها كه فرعى از همين دو اصلاند دلالت كند .
ممكن است منظور اين باشد ، كه به آدم ، حوّا ، ابليس و مار گفتيم ، از اين رو ضمير جمع آمده است .
« وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ »
: منظور از « ارض » يا زمين ، طبع و نفس حيوانى و يا زمين عالم كبير است .